درباره من

بعد از ۱۸ سال کار کارمندی دیگه بریده بودم، دلم می خواست برای خودم کار کنم. اما چه کاری؟ راستش سالها بود که خروس خون نشده از خونه می زدم بیرون و تا پاسی از شب سرکار بودم، اطرافیان بهم پیشنهاد کردن که تو اینهمه صبر کردی دو سال دیگر هم دندان رو جگر بزار تا با ۲۰ سال سابقه بازنشسته بشی، اما دیگه یک روزم تحمل کارمندی رو نداشتم، از وقتی یادمه همیشه تصمیماتم عجولانه و بی پروا بوده و اعتراف می کنم شکست هم تا دلت بخواد خوردم، اما پیشمون نشدم.

بعد از یک ماه سرو کله زدن با مدیرم سرانجام ۳۱ تیرماه ۹۷ بود که کار برای دیگران رو به اهلش سپردم.
ولی بعد از یکسال شروع به نوشتن کردم، توی این یکسال کارهای مختلفی رو مزه مزه کردم اما هیچکدام با روحیاتم سازگار نبود. نویسندگی اما بحث اش جدا بود. تو این مدت کوتاه بدجور دل و دینم رو برده بود. تازه بعد از ۷ ماه نوشتن تو شبکه های اجتماعی بود که سایتم را راه اندازی کردم.

تا باد چنین بادا

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز