جستارنویس کیست و چگونه می‌نویسد؟

من عاشق قصه‌گویی هستم. پیش خودمان بماند تا همین چندسال پیش برای خودم هر شب قصه می‌بافتم. منتها هر چقدر رسیده‌تر! شدم، دغدغه نوشتن در حوزه زنان بیشتر مرا محسور خودش کرد. حوزه‌ای که دیگر با شاه‌پریان ارتباطی نداشت و کار جدی می‌طلبید. حالا یک بوم و دو هوا داشتم. از هیچکدامش هم نمی‌خواستم دل […]

من عاشق قصه‌گویی هستم. پیش خودمان بماند تا همین چندسال پیش برای خودم هر شب قصه می‌بافتم. منتها هر چقدر رسیده‌تر! شدم، دغدغه نوشتن در حوزه زنان بیشتر مرا محسور خودش کرد. حوزه‌ای که دیگر با شاه‌پریان ارتباطی نداشت و کار جدی می‌طلبید. حالا یک بوم و دو هوا داشتم. از هیچکدامش هم نمی‌خواستم دل بکنم!

 

تا اینکه در کلاس نویسندگی خلاق اصطلاح جستارنویسی برای اولین بار به گوشم خورد. سبکی که در آن به نویسنده آزادی عملی می‌دهد تا ورای چهارچوبهای تنگ مقاله‌نویسی تقریر کند. یعنی هم از منابع مختلف بهره بگیرد و هم شیوا و روان بنگارد. اما نکته برترش کاربرد قصه برای راهیابی به دل مخاطبان است. این یکی از مواردی بود که من را واله‌اش کرد. یعنی یک تیر و چند نشان!

 

 

 جستار (Essay) چیست؟

جستار یک نوشته نسبتا کوتاه است. (حداقل هزار کلمه) در مورد یک موضوع خاص. خود کلمه جستار ترجمه‌ی essay در زبان انگلیسی است که ریشه‌اش از فعل essayer در زبان فرانسه و به معنای آزمودن و نیز وزن کردن است. در فرانسوی کهن نیز essia به معناز آزمودن، تجربه کردن و گاه پژوهیدن بوده است.

 

هر جستار غالباً داری موضوع مشخصی است، اما جستارنویس برخلاف مقاله‌نویس آزادی فرمی و محتوایی بیشتری برای بسط ایده یا ایده‌های خود دارد. در مقاله که غالباً نوشته‌های آکادمیک را تداعی می‌کند، نویسنده بیشتر در بند ارجاع دادن به منابع گوناگون و استدلال قائده‌مند است. کسی از مقاله‌نویس توقع نویسندگی خلاق ندارد.

جستار داعیه اثر هنری را در سر می‌پروراند. نویسنده نگاهی انتقادی به مسئله مورد بحث دارد و اگر بخواهد نظریات خود را هم با خواننده در میان می‌گذارد. از سوی دیگر این نوشتار در قلمرویی محدود زندانی آمار و دیدگاههای صرف دیگران نیست.

 

 

ویژگی بارز جستار نمود فردیت و جهان شخصی نویسنده است. جستارنویس آزادانه از دیدگاه‌ها و علایق شخصی‌ خود کتابت می‌کند؛ آزادی بی‌حدوحصری دارد و می‌تواند تقریباً دربارۀ هر چیزی بنویسد.

این سبک از نوشتار نقطه اشتراکات و افتراقاتی با داستان‌نویسی و مقاله‌نویسی دارد. بطور مثال پیش‌فرض ما درباره مقاله این است که رسمی و عصا قورت‌داده باشد و نشانه‌ای از تجربه زیسته محقق در آن به چشم نیاید. یا داستان سراسر ذهنی و سرگرم‌کننده باشد. لیکن در جستار نه از خشکی مقاله خبری هست و نه همچون داستان تخیلی است. با این اوصاف نویسنده از هر قسمی از ادوات برای نگارشش بهره می‌جوید.

 

 

 جستارنویسی اولین بار کی و کجا کشف شد!

اولین بار میشل دومونتنی در قرن شانزدهم از اسم “essai” برای اشاره به مجموعه‌ی نوشته‌هایش استفاده کرد. یک دهه بعد فرانسیس بیکن در انگلیس از معادل “essay” استفاده کرد. بعدتر ژورنالیست‌های قرن نوزدهم برای این‌که روایت‌های شخصی‌تری از وقایع ارائه بدهند این قالب را رواج دادند. نویسنده‌ی جستار نتیجه‌ی جست‌وجو در زندگی روزانه‌اش و اصطلاحا تجربه‌ی زیسته‌اش را آزادانه و از دیدگاه شخصی‌اش روایت می‌کند. (گاهی به این نوشته مقاله شخصی هم می‌گویند.)

در ایران در ادبیات پس از مشروطه، مقاله را «گفتار» نام نهادند. و امروز آن را جستار می‌خوانند. در هر عنوان، همچنان فعل حاکم است. اما در لفظ «جستار» منش جستجوگری و چندمعنایی متن است که برجسته می‌شود. (خاطرات و فراموشی؛ ۹)

 

 

جستارنویسی چه دردی را دوا می‌کند؟

شاید پیش خودتان استدلال کنید که میان این همه گرفتاری چه احتیاجی به جستارنویسی است؛ اگر بخواهم با حقایق زندگی سروکله بزنم مقاله و کتاب علمی تحریر می‌کنم و اگر هم دنیای واقعی برایم ملال‌آور شود با نگارش قصه پا در دنیای تخیلات می‌گذارم.

 

 

برای درک بهتر جستارنویسی مزایای آن را باهم مرور کنیم:

  • آشنایی با افکار و اندیشه‌های اقشار مختلف در مورد یک موضوع و جایگزین کردن عینک خودبینی با نگاه جامع‌تر و نظریه جهان شمول‌تر.
  • افزایش آستانه تحمل نقد در جامعه و تبادل‌نظر بین مخاطبین و  جستارنویس و رایج شدن فرهنگ درست نقدنویسی.
  • تمرینی برای افراد جامعه جهت افزایش مهارت نویسندگی خود، معمولا نوشتن در مورد موضوعی که افراد از آن دل پر و حس سرخودگی دارند، در جستارنویس بیشتر دیده می‌شود.

 

  • اگر اکثر افراد اندیشه‌های خود را در باب جستارنویسی منتشر کنند، نوشتارهای فاخر از عصر حاضر برای آیندگان به یادگار می‌ماند. (همان)

 

  • فرصتی برای عرض اندام از هر آنچه که ذهن‌مان را به خود مشغول کرده است. و اشتراک‌گذاری آن با دیگران را فراهم می‌کند.
  • بلاغت جستارنویس مسبب تحریک افکار خواننده می‌شود تا علیرغم همسو نبودن با نویسنده دوام بیاورد و از گوشه‌ای دیگر به مسئله بنگرد.

 

 

ویژگیهای جستار:

در جهانی که هر دم مردم ناشکیباتر می‌شوند و کشش خواندن کتابهای چندصد صفحه‌ای را هم ندارند، جستار شاید بقول ناشران لحاف چهل تکه‌ای باشد که از پارچه‌های دم قیچی بریده و بهم وصل شده باشد، اما هنر جستارنویس کاربلد این است که با یک اشناتیون خواننده را پای نوشتارش میخکوب می‌کند و مجال حواس‌پرتی را از او می‌ستاند. به قول بابک احمدی «رساله خوب به چکیده کتاب همانند است و نه به اندیشه‌ای که با طول و تفضیل بیان می‌شود. گسترش قاعده‌مند فکر و ایده نیست، توانایی یا جسارت به کوتاهی نوشتن است. رساله‌های خوب پرگو نیستند و به پیروی از یک تدبیر یا دستور دیرپای ادبی شکل گرفته‌اند؛ خلاصه کن! کوتاه بگو!»

 

یکی دیگر از ویژگیهای جستارنویسی چندرشته‌ای بودن آن است. جستارنویس از جنبه‎‌های گوناگون به تفحص می‌پردازد. از روانشناسی و سیاست گرفته تا اقتصاد و تاریخ همین امر باعث گستردگی چشم‌انداز و ارائه نظرات متنوع و حتی متضاد می‌شود. نویسنده ممکن است نظرت خودش را هم لابه‌ی نظرات دیگران مطرح کند و یا از آن چشم بپوشد.

 

به نظر یک کارشناسِ این سبک نوشتار «مقاله سندی علمی نیست» ممکن است حاوی کشفی ناخواسته و تصادفی یا مطلبی سردستی، مطایبه یا شهادت دادن به موضوعی سخره یا مویه بر فقدانی باشد.

 

یکی دیگر از ویژگیهای جستارنویسی خلاقانه بودن آن است. هیچ قالب سفت و سختی در آن وجود ندارد. نویسنده با هر سبک و سیاقی که طبعش می‌کشد می‌تواند بنویسد. و با سود از آرایه‌های ادبی و زیبانویسی رنگ و لعاب را چاشنی متن خود سازد.

 

 

از کجا و چگونه جستارنویسی را آغاز کنیم؟

زمینه‌های زیادی برای خلاقیت در جستار وجود دارد. همین امر موجب قلاب کردن خواننده می‌شود تا توجهش را حفظ کنیم. بنابراین برای انجام این کار می‌توانیم با یک نقل قول یا ضرب‌المثل شروع کنیم. گاهی اوقات حتی می‌توانیم با یک تعریف شروع کنیم. یک استراتژی جالب دیگر برای تعامل با خواننده طرح پرسش در مقدمه است.

 

 

در پایان اینکه 

به چیزی مشتاقی و می‌خواهی آن را به اشتراک بگذاری؟ یک جستار بنویس! با نظر عمومی موافق نیستی و می‌خواهی دیگران را متقاعد کنی که به تو بپیوندند؟ یک جستار بنویس! تجربه جالبی داری که می‌خواهی آنرا با دیگری سهیم شوی، یک جستار بنویس! خلاصه هر دغدغه‌ای داری می‌توانی در موردش یک جستار بنویسی و فیهاخالدونش را دربیاوری!

 

ما انسانها تشنه داستانها و تصورات واقعی افرادی هستیم که قادرند اشتباهات، درسها و حقایق زندگی خود را به نحوی برایمان بازسازی کنند که بتوانیم با آنها رابطه برقرار کنیم. این چند ماه تجربه زیسته‌ام را با مسائل زنان گره زده‌ام و جستارکهایی نگاشته‌ام. (به تقلید از داریوش آشوری که یکی از یادداشت‌های‌ کوتاهش را جستارک نامیده بود.) با این شیوه هم همذات‌پنداری خوانندگانم را برانگیخته‌ام و هم نوشتارم را رساتر کرده‌ام.

پس پیش به سوی جستارنویسی!

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز