نامه به آتوسا؛ تجربه رونویسی از کتاب‎های فاخر

سلام جانکم   این روزها آنقدر غرق گردابهای سهمگین بوده‌‌ام که مجال نگاشتن نامه برایت را نمی‌یافتم. انگار سیلی فراگیر به راه افتاده و ما را با خود برده است. هر کدام به تخت سنگی آویزان شده‌ایم و سعی در نجات جان خویش داریم. روزبه روز هم شرایط‌مان بغرنج‌تر می‌شود. پس عزم کردم دقایقی کوتاهی […]

سلام جانکم

 

این روزها آنقدر غرق گردابهای سهمگین بوده‌‌ام که مجال نگاشتن نامه برایت را نمی‌یافتم. انگار سیلی فراگیر به راه افتاده و ما را با خود برده است. هر کدام به تخت سنگی آویزان شده‌ایم و سعی در نجات جان خویش داریم. روزبه روز هم شرایط‌مان بغرنج‌تر می‌شود. پس عزم کردم دقایقی کوتاهی هم که شده همه را به کناری زنم و تنها به تو بیندیشم!

 

دیروز هوای دلم بارانی بود. چند صفحه از #مجله_زنان_امروز را تورق کردم. تا لحظه‌ای که چشمانم بر روی صفحات کاغذ می‌لغزید اندوهم قایم شد، با کنار گذاردن مجله از کمینگاهش بیرون آمد. برای پس زدنش دست به قلم شدم تا تمام خششم را بروی کلیدهای کیبورد خالی کنم. اما بعد از نگارش هم هنوز آتش دلم فروکش نکرده بود!

 

 

یکی از تعب‌های نوشتن در حوزه زنان همین دل‌آشوبهای بی‌امانش است. رگبار مسلسل‌بار اخبار دهشتناک که دمی باز نمی‌ایستد!

حالا این رگبار با رنج کارگران اعتصابی و سکوت رسانه‌ای مردم مظلوم خوزستان درآمیخته است. تصورش را کن، به هر زخمی بزنی دیگری سر باز می‌زند. نویسنده بایستی بتواند روانش را تا حدی آرام نگه دارد. چون نمی‌توان دائم در دریای طوفانی شنا کرد. باید بکوشد هر دم روشی خلاقانه برای بازیابی خود کشف کند.

 

 

چند روزیست که یکی از عادات نویسندگی را مشق می‌کنم. البته از چند ماه پیش جسته گریخته انجام می‌دادم، اما عادت هم مثل داروست اگر سرساعت نخوری چندان اثرگذار نیست. این رسم تازه، رونویسی از کتابهای مورد علاقه و نثرهای فاخر است.

 

 

کتاب «چرا ادبیات؟» ماریوس بارگاس یوسا را چند روزیست که دست گرفته‌ام. جملاتش انگار خطاب به من نوشته شده «ادبیات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدان‌گونه که هست راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جانهای ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه می‌آورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد… ادبیات تنها به گونه‌ای گذرا این ناخشنودیها را تسکین می‌دهد… و به جایی فراتر از تاریخ می‌برد و ما بدل به شهروندان سرزمینی بی‌زمان می‌شویم، نامیرا می‌شویم.. برای شکل بخشیدن به شهروندان اهل نقد که بازیچه دست حاکمان نخواهند شد و از تحرک روحی و تخلی سرشار برخوردارند، هیچ راهی بهتر از مطالعه ادبیات خوب نیست.»

 

تازه بعد از طنین این کلمات در مخیله‌ام بود که خود را به صرف یک بستنی میهمان کردم و به نامه نگاشتن برایت اندیشیدم!

 

#معرفی_کتاب #کتاب_خوب #کتاب_خوب_بخوانیم #چرا_ادبیات #ماریوس_بارگاس_یوسا #تجربه_من_از_نوشتن

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز