آیا مشاغل هم زنانه و مردانه دارد؟

دخترجان این کارا مردونه‌ست، از عهده تو بر نمیاد. اصلا مگه کار قحطه؟ برو دنبال یه کار دیگه. یا نه تو که احتیاج نداری، بشین تو خونه‌ و خانمیت رو بکن. خداروشکر پدرت هم که دستش به دهنش می‌رسه و عیب هم که نیست آدم از پدرش پول تو جیبی بخواد. شوهر هم که کردی […]

دخترجان این کارا مردونه‌ست، از عهده تو بر نمیاد. اصلا مگه کار قحطه؟ برو دنبال یه کار دیگه. یا نه تو که احتیاج نداری، بشین تو خونه‌ و خانمیت رو بکن. خداروشکر پدرت هم که دستش به دهنش می‌رسه و عیب هم که نیست آدم از پدرش پول تو جیبی بخواد. شوهر هم که کردی اون که دیگه وظیفه‌شه، بی‌خود که زن نگرفته. چشمش کور، دنده‌ش هم نر باید خرجت رو بده! آخه چرا پی دردسر می‌گردی؟ از قدیم گفتند سری که درد نمی‌کنه دستمال نمی‌بندند!

 

اول تکلیفمان را روشن کنم که کار عار نیست و فقط به آنها که بیکار می‌چرخند می‌توان خرده گرفت. زن و مرد هم ندارد و نمی‌شود گفت که چون فلانی زن است و ظریف یا دارا یا چون مادر است، پس نباید کار کند و لذت استقلال مالی را بچشد!

 

در جامعه مشاغل زیادی وجود دارد. هر شغلی شرایط و ویژگی‌های خاص خود را دارد که برای گروهی از اجتماع تعریف شده است، اما نکته‌ای که در دنیای مدرن امروز درباره آن زیاد صحبت می‌شود این است که کار برای انسان است و مردانه و زنانه هم ندارد.

بارها ديده‌ام كه وقتي زني وارد يك حیطه شده، ديگران آن حیطه را مردانه تلقي كرده‌اند؛ حتي برخي‌ بر اين باورند كه براي استحكام خانواده نيز بايد زنان خانه‌نشين باشند. چرا با وجود افزایش توانمندی زنان هنوز هم با چنين عقايدي دست‌به‌گريبان هستيم؟ مشاغل حريم خصوصي نيستند كه بگويم زنانه و مردانه‌اند. بازار كار جنسيتي نيست. همان‌طور كه در دانشگاه دختر و پسر كنار هم مشغول درس‌خواندن هستند، در بازار كار هم وضعيت به همين‌گونه است. در واقع جدا کردن کار زنان و مردان از همدیگر تفكيك پذيرفته‌شده‌اي نيست.

 


شکاف جهانی اشتغال!

وقتی فردی شاغل محسوب می‌شود که یا به طور فعال به دنبال شغل است‌، یا در نیروی کار شرکت می‌کند. میزان فعلی مشارکت جهانی نیروی کار برای زنان نزدیک به ۴۹% و برای مردان، ۷۵% است. این تفاوت ۲۶ درصدی در برخی مناطق با فاصله بیش از ۵۰ درصد روبروست.

 

منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی همچنان بیشترین شکاف جنسیتی (۳۹٫۱٪) را دارد. علیرغم بهبود جزئی (۰/۵ درصدی)، پیشرفتشان کند است، و بستن شکاف جنسیتی ۱۴۲٫۴ سال طول می‌کشد، که عمده آن به دلیل شکاف اقتصادی جنسیتی است، فقط ۳۱ درصد از زنان (این منطقه) در نیروی کار شرکت می‌کنند. آمار ایران با نرخ اشتغال ۱۳٫۹% (طبق گزارش مرکز آمار در زمستان ۱۳۹۹) در منطقه از این هم اسفبارتر است.

 

آنچه زنان می‌خواهند!

ILO و Gallup با یکدیگر همکاری کردند تا از زنان در سراسر جهان بپرسند که آیا ترجیح می‌دهند در مشاغل با دستمزد کار کنند یا از خانواده خود مراقبت کنند یا هر دو کار را انجام دهند؟ داده‌ها نشان می‌دهد که ۷۰ درصد زنان – صرف‌نظر از وضعیت شغلی آنها – ترجیح می‌دهند در مشاغل پردرآمد کار کنند.

 

 

دیدگاه فمینیستی در مورد اشتغال زنان

زنان از پایگاه اجتماعی پایین‌تر و منابع مادی و قدرت و فرصت کمتری برای ابراز وجود برخورداند… این نابرابری اصل سازمان‌دهی جامعه است و نه حاصل بیولوژیک یا شخصیتی مهم زن و مرد. زیرا با اینکه انسانها ممکن است از لحاظ خصوصیات استعداد تا حدی باهم متفاوت باشند. اما هیج الگوی مهم تعییر طبیعی وجود ندارد که جنسها را متمایز کند.۱

 

فمینیسم لیبرال:

شکل اصلی نظریه نابرابری جنسیت، فمینیسم لیبرال است که معتقد است زنان می‌توانند براساس استعداد ذاتی انسان برای عاملیت اخلاقی معقول مدعی برابری با مردان باشند و دیگر اینکه نابرابری جنسیت حاصل الگوی تقسیم کار است. براساس این شالوده تقسیم جنسی کارها و وظایف هرگز جنبه طبیعی یا اجتناب‌ناپذیر ندارد. زنان نه بر مبنای خصوصیات زیست‌شناختی بلکه به دلیل اجتماعی شدن نقشهایی که به لحاظ فرهنگی از آنان انتظار می‌رود، از تعقیب برخی مشاغل منع می‌شوند. کارکردگرایان در این زمینه با فمینیستها مخالفند. استدلال جان بولبی این است که مادر نقش حیاتی در اجتماعی شدن اولیه کودکان دارد. اگر مادر غایب باشد، یا کودک در خردسالای از مادر جدا شود _وضعیتی که آن را محرومیت از مادر می‌نامند_ کودک در معرض خطر اجتماعی شدن ناقص قرار می‌گیرد. این امر می‌تواند به مشکلات اجتماعی و روانی جدی در مراحل بعدی زندگی منجر شود، از جمله به وجود آمدن گرایشهای ضداجتماعی و روانی جدی.۱

 

اما شواهد فراوانی نشان می‌دهد که عملکرد تحصیلی و رشد شخصیتی کودکان در خانواده‌هایی که هر دو والدین لااقل به صورت پاره‌وقت بیرون از خانه شاغل هستند، بهتر می‌شود… این عقیده که وجود زن «عاطفی» برای عملکرد راحت و هموار خانواده ضرورت دارد، بی‌پایه و اساس است؛ بلکه این نقش عمدتا برای تامین آسایش مردان، برجسته و پررنگ می‌شود.۱

 

آیا زنان در همه مشاغل می‌توانند فعالیت کنند؟

به مدیرفکر می‌کنی به مرد فکر کن!

در خیلی از سازمان‌ها، مدل مدیریتیِ مردانه، مدلی استاندارد و مقبول است و باعث نگرش‌های منفی به زنان، برای حفظ موقعیت یا پیشرفت به سطوح مدیریتی می‌شوند. قضاوت‌های تبعیض‌آمیزِ استخدام، ارتقای آنها را از موقعیت‌های قدرتِ مردان، دور نگاه می‌دارد. سازمان‌ها تردید دارند که زنان بتوانند، شغل خاصی را همانند مردان انجام دهند و به شکل موفقیت‌آمیز، در انجام فعالیت‌های خاص، با مردان، همکاری داشته باشند. زنان نیز معتقدند با بودن چنین تفکری در سازمان‌ها، احتمال این که بتوانند به موقعیت‌های عالیِ مدیریتی برسند، بسیار اندک است.

 

تحقیق‌ها، نشان دهنده‌ی این است که تقریباً همه‌ی زنان استخدام شده در کشور در مشاغلی مانند مامایی، معلمی، بهیاری، حسابداری و امور دفتری مشغول‌اند و فقط پنج درصد از مشاغل، غیر از این‌هاست. هم چنین بسیاری از تجربه‌ها نشان می‌دهد که در بیشتر کشورها، موانعی سیستماتیک در مشاغلی خاص، نظیر خدمات مالی، پزشکی و مهندسی ایجاد شده است. که به نظر می‌رسد تفکیک جنسیتی، دائمی است؛ حتی در موارد دیگر نیز ـ که زنان، نیروی کار مسلط سازمان هستند ـ بیش‌تر در رتبه‌های پایین سازمان، می‌مانند. (همان)

 

 

کلیشه‌های رایج جنسیتی چگونه مانع اشتغال زنان می‌شوند؟

۱٫ آموزش و پرورش:

الگوی جنسیتی در کتب درسی و برنامه‌های آموزشی، برداشتهای سنتی را در اذهان تقویت می‌کند. نقش قالبی در اشاعه تفکراتی چون شیر مادر و نان حلال پدر در راستای تفکرات مادر خانه‌دار و پدر نان‌آور است که در آن دختران همچون زنان نسل گذشته نیرو و استعداد خود را دست کم بگیرند و به وجهه اجتماعی پایین گرایش پیدا کنند.

در یک تحقیق مقدماتی که در جراید انتشار یافت، مشاغل در کتابهای درسی دوره ابتدایی ایران بررسی شد که در این کتابها اکثریت قریب به اتفاق مشاغل خارج از خانه یعنی ۸۹٫۷ درصد به مردان و ۱۰٫۳ درصد از آنها به زنان اختصاص دارد و کلیه مشاغل داخل خانه هم به عهده زنان است.۲

 

نتیجه‌ای که حاصل می‌شود این است که دختران جوان با آنکه در کنکورهای ورود به دانشگاه‌ها با نمرات و درجات درخشان پذیرفته می‌شوند و مراحل تحصیل را به شایستگی می‌گذرانند، ولی در جریان ورود به بازار کار، سلطه‌پذیر مردانی می‌شوند که در کتابهای درسی و در مقاطع مختلف آموزشی از آنها «ابرانسان» ساخته‌اند.

الگوهای جنسیتی در کتابهای درسی بر ذهنیت هر دو جنس بار می‌شود. در سالهای بزرگسالی، این الگوسازی‌ها سد راه شده و زنان در جامعه به لحاظ تبعیض‌های مبنتی بر جنسیت، اجازه مداخله بر امور تصمیم‌گیری و مدیریت در سطوح بالا را به دست نمی‌آورند. (همان)

 

 

۲٫ نقش زبان در ایجاد تصورات قالبی جنسیتی

منفی‌تر شدن بار واژه‌های همانند برای زنان

بعضی از واژه‌ها در زبان انگلیسی و فارسی برای زنان و مردان معانی ضمنی اغلب متفاوتی پیدا کرده‌اند. برای مثال فهرست واژه‌های همانند برای مردان و زنان در زیر ملاحظه کنید.

مرد                زن

سگ              ماده‌سگ

ارباب              معشوقه

عزب              پیردختر

عیاش            زن‌بدکاره

توجه داشته باشید که صور زنانه واژه‌ها عموما معانی ضمنی منفی بیشتری دارند، عزب فردی آسوده خاطر و شاد در نظر گرفته می‌شود، در حالی که پیردختر موضوع ترحم است. ۳

 

بسیاری از این واژه‌های همانند در اصل، معانی یکسانی هم برای زنان و هم برای مردان داشته‌اند. به هر حال به مرور زمان واژه‌های زنانه معانی ضمنی منفی پیدا کردند، فرایندی که به عنوان توهین شناخته شده است. ۴

وجود تفاوتها و تبعیض‌های جنسیتی نهادینه شده در ساختار و کاربرد زبان‌ها، نتایج عینی و آشکار در حیات اجتماعی و شغلی زنان به جا می‌گذارد. چرا که بر اساس تحقیقات جکسون، اسس و بوریس (۲۰۰۱)، متغییر احترام برای زنانی که مواضع دارای پایگاه بالا را به دست می‌آورند، حیاتی است. و لذا عواملی مانند نادیده گرفته‌شدن زنان در زبان و یا به دست دادن چهره‌های منفی‌تر از زنان در زبان، با کاهش دادن میزان احترام اجتماعی نسبت به آنها به عنوان مانعی در جهت ارتقای اجتماعی آنها و به دست گرفتن مشاغل دارای پایگاه بالا عمل می‌کند.

 

 

۳٫ تصورات قالبی جنسیتی درباره زنان در ادبیات

زنان را گرچه باشد گونه‌گون کار

ز مردان لابه پذیرند و گفتار ۵

یکی از جلوه‌های تصورات قالبی جنسیتی درباره زنان را در برخی مثلهای عامیانه و متون ادبی کهن ادبیات فارسی می‌توان یافت. برخی از این متون بیش از آنکه به عنوان بازنمایاننده فرهنگ رایج مردم درباره زنان عمل کنند، به عنوان تقویت‌کننده و بزرگنمایی تصورات قالبی منفی جنسیتی درباره زبان نقش بازی می‌کنند.

 

بنابراین چون ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که زنان و مردان نابرابرند به اشتغال هم که یکی از پایه‌های زیست ماست دامن می‌زند و یکی از دلایلش همین زبان و ادبیات جنسیت‌زده است. زبانی که با واژگان، اشارات و ضرب‌المثل‌هایش زنان را تحقیر کرده و با کلیشه‌های منفی، نابرابر و تبعیض‌آمیز، دائماً مسأله‌ جنسیت را گوشزد می‌کند. در قالب چنین زبانی نوعی نگرش شکل می‌گیرد که همواره زن را مورد ریشخند قرار می‌دهد.

 

 

نتیجه‌گیری

از گذشته دور تا به امروز فضای حاکم در جامعه ما به گونه‌ای بوده که تنها معیارهای پدرسالارانه تعیین می‌کرد که چه حرفه‌هایی برای زنان مناسب هستند. بر اساس این نگرش اجتماعی برخی قوانین و مقررات محدودکننده وضع شدند. به عنوان مثال بر طبق قانون، زنان برای کار کردن و یا مسافرت باید از همسران‌شان اجازه بگیرند. جدایی محل کار زنان و مردان در برخی از مکان‌ها و نیز محدودیت در انتخاب نوع شغل _چه در ادارات دولتی و چه در بخش خصوصی_ نمونه‌های محصورکننده دیگریست.

 

اما امروز با توجه به افزایش تحصیلات و توانمندیها، بسیاری از زنان هم می‌خواهند در مشاغل درآمدزا و مورد تعلق خویش فعالیت داشته باشند، اما مجموعه‌ای از سدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مداوم آنها را از حضور در نیروی کار باز می‌دارد. شناسایی و کمیت این موانع به ما امکان می‌دهد تا برای از بین بردن آنها، سیاست‌های هوشمندانه‌تری ایجاد کنیم.

 

در نهایت، برطرف کردن شکاف‌های جنسیتی در نیروی کار نه تنها برای زنان و خانواده‌های آنها نافع است، بلکه برای کل اقتصاد کشور و جهان نیز سودمند است.

 

 

پی‌نوشت:

۱٫ تئوریهای جامعه‌شناسی، ریتزر

۲٫ رفع تبعیض ناعادلانه در مورد زنان ایران، تهران: انتشارات گاتره.کار،

۳٫ کی، لاکوف، شولتز

۴٫ معینیان، نرمینه، نگاه جامعه‌شناختی به نقش تصورات قالبی جنسیتی در تبعیض شغلی علیه زنان و عوامل زمینه‌ای موثر بر شکل‌گیری این تصورات قالبی در فرهنگ ایران

۵٫ ویس و رامین

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز