چرا کنشگر شدم؟

  داشتم از خیابان فاطمی رد می‌شدم، این خیابان فقط یک چراغ چشمک‌زن دارد و عابران باید با سلام و صلوات از آن عبور کنند. سیل موتورسواران و ماشینها روانند. پل هوایی هم در افق محو است! به ناچار هر روز باید این دو سرعت مرگبار را طی کنم. ولی کم‌کم قلق کار دستم آمده، […]

 

داشتم از خیابان فاطمی رد می‌شدم، این خیابان فقط یک چراغ چشمک‌زن دارد و عابران باید با سلام و صلوات از آن عبور کنند. سیل موتورسواران و ماشینها روانند. پل هوایی هم در افق محو است! به ناچار هر روز باید این دو سرعت مرگبار را طی کنم. ولی کم‌کم قلق کار دستم آمده، و در پناه چندنفر دیگر با چشمانی نیمه‌باز از این کارزار به سلامت عبور می‌کنم.

هفتمین روز گرم مردادماه ۹۸ بود که دست به قلم شدم. زمانی که گردش روزگار مرا در جمع هواداران اینستاگرام به کافه‌ای در هفت‌تیر کشاند.

این آغاز جرقه نویسندگیم بود. آتش زیرخاکستری که در درونم پنهان شده بود. مدتها بود که دلم لک زده بود فعالیتی در حوزه زنان انجام دهم. اما عقل ناقصم به جایی قد نمی‌داد.! فعالیت در حوزه زنان دل شیر می‌خواهد. ولی وقتی در دامش افتادی متوجه نمی‌شوی که چطوری جگرش را هم پیدا کردی!

 

به نظرم کنشگری از یک جایی به بعد ردشدن دسته جمعی از خیابان است. اینکه خودت را به جمع بسپاری و از ماشینهایی که با سرعت سرسام‌آور بهت یورش می‌آورند نترسی. البته ریسک خودش را هم دارد، یک قدم اینورتر یا آنورتر شاید منجر به زخمی شدن یا مرگت شود!

با این حال ورود به عرصه کنشگری یک سوی قضیه است و ادامه مسیر سویه دیگر.

خلاصه که کنشگری در حوزه زنان جنگی تمام عیار است . باید مثل یک آرپیچی‌زن چیره‌دست با کمترین امکانات به تانک تحجر بزنی. دوره آموزشی درست و درمان که نداشتی. اصولا کتابی هم که در این زمینه بدون سانسور وجود ندارد. اصلا  چه کاریه؟ زن را چه به قلم به دست گرفتن. زن باید بره آشپزخانه‌اش و به امورات همسرداری و بچه‌داریش برسد! اما از آنجایی که ما فعالان حقوق زن سرمان درد می‌کند برای انگ‌ خوردن پس پی همه چیز را به تنمان می‌مالیم و با همین تیرهای مشقی و محدود نه تنها به دل مسائل زنان در حوزه فردی و روانشناسی می‌زنیم بلکه در حوزه اجتماعی هم حرف برای گفتن داریم. اصولا بیشتر مسائل زنان در ایران  یکسرش به عرصه عمومی و قانونی می‌رسد. نمی‌توان به مصائب زنان پرداخت بدون اینکه آن را بطور اجتماعی تحلیل کرد.

 

با تمام مرارتهایی که نوشتن در این حوزه دارد، قلم برنده‌ترین سلاح ماست. به همین دلیل از عموم خواهرانم دعوت می‌کنم که از دردهایشان، از تبعیضاتشان، از امنیت نداشته‌شان، از خشونتهای خانگی و هزاران مصیبتی که بر سرشان هوار می‌شود بنویسند و به جمع کنشگران بپوندند.

 

 

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز