writer

شروع نویسندگی

«خرده‌ای یخ در قلب نویسنده هست. خرده‌ای که می‌تواند به تیزی یخ شکن باشد. چه اعتقاد غریبی! چرا آدم باید فکر کند اندیشه ها و احساساتش را با دیگران به اشتراک بگذارد؟ چنین نزدیکی و صمیمیتی حتی در پس نقاب داستان به نظر بی‌حیایی می‌آید، چرا که نویسنده با این که در رویدادها دخل و […]

«خرده‌ای یخ در قلب نویسنده هست. خرده‌ای که می‌تواند به تیزی یخ شکن باشد.

چه اعتقاد غریبی! چرا آدم باید فکر کند اندیشه ها و احساساتش را با دیگران به اشتراک بگذارد؟ چنین نزدیکی و صمیمیتی حتی در پس نقاب داستان به نظر بی‌حیایی می‌آید، چرا که نویسنده با این که در رویدادها دخل و تصرف می‌کند، کار اصلی‌اش علنی کردن لحظات خصوصی است…. نویسنده‌ها با بقیه فرق دارند، نه همه نویسنده‌ها_ نه آنها که فقط برای پول و درآمدش می‌نویسند.»(۱)

قبل از آن که جدی بنویسم، روحم را عریان ندیده بودم. لایه‌های تودرتوی ذهنم ناشناخته بود. صفحات صبحگاهی دروازه ورود به شهر نوشتن بود. قدم بعدی نوشتن و تولید محتوا در فضای عمومی است. با هر کلیک پا در دنیای غریبه ها می‌گذاری. هم شیرین است و رهم عب‌آور.

ساخت محتوایی که مخاطب را با تو همراه کند، اقدام بعدی است. داستان سرایی رمز بقاء در میدان است. هر لحظه چونان سگی تازی بدنبال شکاری. داستانهایی کوتاه، باورپذیر و آموزنده. از سویی دیگر نیز نگران قضاوت شدن در آئینه نگاه دیگرانی.

و این داستان ادامه دارد……

پ. ن: ۱. کتاب فقط روزهایی که مینویسم

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز