آغاز فعالیت مطبوعاتی زنان در عصر مشروطه

«زنان محجوب ایرانی که تجربه‌ی سیاسی و اجتماعی نداشتند، یک شبه ره صدساله پیمودند و به کارهایی چون معلمی و روزنامه‌نویسی و تاسیس باشگاه زنان و مبارزات سیاسی دست زدند و سرانجام طی چند سال به دستاوردهایی رسیدند که زنان غربی در طول چند دهه به آن دست یافته بودند.»۱     داستان علاقه من […]

«زنان محجوب ایرانی که تجربه‌ی سیاسی و اجتماعی نداشتند، یک شبه ره صدساله پیمودند و به کارهایی چون معلمی و روزنامه‌نویسی و تاسیس باشگاه زنان و مبارزات سیاسی دست زدند و سرانجام طی چند سال به دستاوردهایی رسیدند که زنان غربی در طول چند دهه به آن دست یافته بودند.»۱

 

 

داستان علاقه من به زنان عصر مشروطه

 

همیشه عاشق درس تاریخ بودم. از همان دوران نوجوانی؛ زنگ تاریخ بهترین ساعتهای مدرسه‌ام بود و من با عطش سیری ناپذیر به درسهای دبیرمان گوش میدادم که گویی در آن زمان زیسته‌ام. وقتی از اقتدار هخامنشان و فتوحات کوروش نقل می‌شد و عدالتی که میان مردم گستراند شنیدم؛ غرق غرورم شدم. دلم به درد می‌آمد از بی‌کفایتی و  استبدادی که کم کم بر تمام زندگی مردم چنبره زد و امانشان را برید.

اما این خوشی چندان دوام نیاورد. خانوادم بخاطر نمراتم راضی نشدم که در دبیرستان رشته علوم انسانی را انتخاب کنم. آخه به نظرشان بچه درسخوانها که انسانی نمی‌خوانند!

با سرخوردگی و اجبار رشته تجربی رفتم. گرفتار زیست و فیزیک و شیمی و جبر زمانه شدم. ثلث اول شاگرد زرنگ پارسال ۴ تا تجدید آورد. اما مادرم همچنان اصرار داشت که ادامه بدم. فکر می‌کرد با گذشت زمان عشق من به درسخوندنم بر می‌گرده. اما برنگشت و من چهارسال تمام با عذاب مدرسه ‌رفتم.

 

موقع کنکور سراسری با اصرار رشته تجربی شرکت کردم ولی در کنکور دانشگاه آزاد در رشته مورد علاقم ثبت نام کردم. و با اینکه چیزی نخوانده بودم رشته علوم اجتماعی قبول شدم. بعد فارغ التحصیلی وارد دنیای کار شدم. توی یک شغل نامرتبط. سالها گذشت و من کارهای مختلف و متفاوتی را امتحان کردم اما هیچکدام به من احساس رضایت و شادی نمیداد.

 

کشف راهی نو برای رسیدن به هدف

تا اینکه ۷ مرداد  پارسال توی یک جلسه با آقای شاهین کلانتری آشنا شدم. آنقدر ایشان در مورد نوشتن با عشق صحبت کردند که از همان لحظه علاقه به نوشتن در دلم جوانه زد. غروب آنروز اولین پستم را هوا کردم.

 

با نوشتن، کم کم خاطرات و دلبستگیهایی رو که زیر خروارها خاک مدفون شده بود بیدار شدند. بعد از چندماه قرار شد که ما هر کدام یک سایت داشته باشیم و از یک موضوع خاص بنویسم، من موضوع برابری جنسیتی را انتخاب کردم. تحقیق و نوشتن از پیشینه برابری در ایران همانا و وارد شدن به دنیای زنان قاجار همان.

حالا ساعتهای زیادی را میان کتابها و مقالات مربوط به زنان عصر مشروطه طی میکنم.

دلم می‌خواست شما را هم در این لذت شریک کنم.

 

چرا تاریخ عصر مشروطه برایم اهمیت دارد؟

«ملتی که تاریخ خود را نداند محکوم به تکرار آن است.»

جامعه‌ی ايران در عصر قاجار وارد مرحله‌ی جديدی از تغيير و تحول ساختار سياسی خود شد كه با دوران قبل از آن تفاوت بسياری داشت. شکل‌گيری حركت مشروطه‌خواهی ايرانيان و انقلاب مشروطه، در تحولات تاريخی بعد از آن نقش بزرگی داشته است.

 

در جامعه‌ی بسته و مردسالار ايران آن روز، زنان با توجه به فرصت‌های محدودی كه در جريان مبارزات وسيع مشروطه‌خواهی برای آنان پيش آمده بود، با اقدامات مناسب و با حضور مستقيم و غيرمستقيم، نقش مهمی در تداوم انقلاب ايفا كردند؛ از جمله ی اقدامات آنان، تأسيس مدارس دخترانه، ايجاد انجمن ها و انتشار مطبوعات مختص به زنان بوده است.

 

شنیدن قصه مبارزه زنان و مردان عصر قاجار که برای قطع سلطه استعمار و استبداد جانانه‌ کوشیدند و برای چند صباحی هم که شده سکان اداره کشور را به عهده گرفتند، برایم مسرت‌بخش بود.

اما دیری نپایید که باز پیوند شوم استبداد و استعمار دست در دست یکدیگر گلوی مردم را دریدند و غارت کردند و همچون ماری خوش خط و خال بر منابع‌ کشورمان چنبره زدند؛ اما ملت از پای ننشستند و باز پای در کارزار گذاشتند.

 

برای درک وقایع امروز کشورم باید از آنچه دیروز بر ما گذشته است اطلاع می‌یافتم و چه عصری بهتر از دوره قاجار و تحولات مشروطه‌خواهی میتوانست عطش کنجکاویم را اغنا کند. عصری که سرآغاز اولین طلیعه‌های ورود مدرنیته در ایران گردید.

 

 

شروع فعالیت مطبوعاتی زنان در عصر مشروطه

 

جامعه ایران در  اواخر عصر قاجار وارد مرحله جدیدی از تغییر و تحول ساختار سیاسی خود شد که با دوران قبل از آن تفاوت بسیاری داشت. شکل‌گیری حرکت مشروطه‌خواهی در رویدادهای تاریخی بعد از آن نقش مهمی را ایفا کرد. تعداد روزنامه‌های منتشر شده در ایران، به نحو چشمگیری افزایش یافت. برای اولین بار در تایخ، زنان دست به قلم شدند و از ستمی که بر آنها روا میشد، از زاویه دید خود حکایت‌ها نقل کردند.

 

با آشنایی ایرانیان با اندیشه‌های جدید و ورود مطبوعات به کشور تغییراتی در نگرش برخی افراد به خصوص در زنان ایجاد کرد. برخی از آنان متوجه حقوق خود شدند و سعی در تغییر وضعیت خود و جامعه خود کردند. اوج این تغییر را می‌توان در نهضت مشروطه مشاهده کرد. در این نهضت زنان زیادی به فعالیت پرداختند و اقدامات مختلفی از حمایت مالی گرفته تا مبارزه مسلحانه را انجام دادند.

«به جرئت می‌توان گفت، مطبوعات و روزنامه‌نویسان، سلاح قاطع انقلاب مشروطه بودند.»۲

 

تا قبل از مشروطه، زنان نقش مهم و قابل توجهی در امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران نداشتند. آنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند، ولی در منابع و ماخذ تاریخی، از تاثیر ایشان کمتر سخنی به میان آمده است. اما در عصر مشروطه ورق برگشت و زنان فرصتی برای رخ‌نمایی پیدا کردند.

 

«در انقلاب مشروطه، اثرات فعالیتهای ارزشمند سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زنان را می‌توان به وضوح مشاهده کرد. از جمله‌ی این اقدامات، تاسیس مدارس برای دختران، تشکیل انجمن‌ها و انتشار روزنامه بود. در عصری که زنان با عنواین ضعیفه، اناث نام برده‌ می‌شد. و در مطبوعات قبل از مشروطه،کمتر خبری قابل اعتنایی در مورد زنان دیده می‌شد. اما در دوران انقلاب مشروطه، برخی از مطبوعات از حضور زنان در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی سخن راندند. چنان که در سال ۱۹۰۹ روزنامه حبل‌المتین عکسی چاپ کرد که در میان فداییان مشروطه، چند زن لباس مردانه پوشیده‌ تنفگ به دست درگیر مباره بودند و یکی از آنها کشته شده بود.»۳

 

 

 

قلم‌فرسایی زنان نویسنده در نشریات مردان

در این دوره علاوه بر اینکه زنان فعالیتهای مطبوعاتی خود را در نشریات مختص به زنان ادامه دادند، در نشریاتی که توسط مردان منتشر می‌شد نیز مقالاتی نوشتند…..«اتحادیه غیبی نسوان، نامه‌ای به روزنامه ندای وطن فرستاد و از نمایندگان مجلس خواست، به سرعت متمم قانون اساسی را تدوین و تصویب کنند و بی‌سرو سامانی کشور خاتمه دهند. و اگر از عهده‌ این کار برنمی‌آیند، استعفا کنند و کار مملکت را _۴۰ روزی هم _ به زنان بسپارند. همچنین، این نامه‌ی طولانی به نکات دیگری اشاره داشت، مانند: بدون قانون امکان ندارد احدی از شما اطاعت کند، چرا قانون را به دست ما نمی‌دهید که هر کسی در هر کجا که هست، تکلیف خود را بداند. (آفاری)

 

از دیگر روزنامه‌ها می‌توان به: «مجموعه مقالاتی به نام «لایحه‌ی خانم دانشمند» در نشریه سوسیال دموکرات ایران با نام مستعار «طاهره» چاپ می‌شد که نویسنده‌اش زنی به نام عصمت تهرانی بود. علاوه بر نشریات مشروطه‌خواه صوراسرافیل، حبل‌المتین، مساوات و ایران‌نو که توسط مردان منتشر می‌شد و به دفاع از حقوق زنان نیز می‌پرداخت، می‌توان از نشریه‌ی ملانصرالدین چاپ تفلیس نیز نام برد که مقالاتی در مورد زنان به خصوص در مسائل سیاسی داشته است.»۴

 

ویژگی نشریات زنان در عصر مشروطه

 

«یکی از اثرات مهم انقلاب مشروطه، توزیع قدرت سیاسی در کشور بود  که به تشکیل مجلس انجامید و نظام سیاسی کشور در جهت دموکراسی گام برداشت. «این نکته‌ی مسلم را همه کس می‌دانند که مطبوعات در رهبری افکار عمومی، در تمام جوامع بشری نقش مهمی را برعهده داشته و دارند و به همین جهت مطبوعات را رکن چهارم مشروطه خوانده‌اند.»۵

ارکان مشروطه شامل: ۱٫ قانون اساسی ۲٫ مجلس  ۳٫ احزاب سیاسی  ۴٫ مطبوعات آزاد

 

ویژگی نشریات زنان داشتن نگاهی متفاوت به مطالبات اجتماعی زنان بود. به نوعی می‌توان سیر تحولات این نوشته‌ها را در قالب خیزش جنبش زنان به عنوان اولین حرکتهای فمنیستی در ایران دانست که همچون رودی با جنبش مشروطه‌خواهی در یک مسیر به خروش درآمد.

 

 

اولین نشریه تخصصی زنان: نشریه دانش با رویکرد سنتی

دانش نخستین نشریه‌ی تخصصی بود که توسط زنان منتشر گردید. صاحب امتیاز و ناشر آن خانم دکتر کحال، دختر یعقوب ‌الاسلام همدانی بود. اولین شماره آن در سال ۱۲۸۹ ه. ش (در دوره مجلس دوم) یعنی زمانی که جریانات سیاسی محافظه‌کار قدرت را به دست گرفته بودند و روزنامه‌های تندروی فعال در جنبش مشروطه بسته شده بود، منتشر شد.

این جریده معمولا روی هشت صفحه به قطع وزیری بود که در تهران چاپ می‌گردید و هدف آن آموزش «علم خانه‌داری» به زنان بود و به ذکر مطالب سیاسی نمی‌پرداخت.۶

 

در گفتمان سنت که بر جامعه آن دوران غالب بود، زن به عنوان همسر و مادر ایفای نقش می‌کرد و تمامی نظام تربیتی، خانوادگی، آموزشی و اقتصادی در ساختار سنت برای شکل دادن به چنین نقشهایی برای زنان تعریف می‌شد. (سرنا، ۱۳۶۳:۴۶) و در کل شعاری برای تغییر شرایط زنان سر نمی‌داد و  زنان را در همان چهارچوب تنگ سنت قرار می‌داد.

 

مخاطب دانش چه کسانی بودند؟

مخاطب دانش فقط زنان نبودند و گاهی مردان را نیز مخاطب قرار می‌داد و آنها را به حفظ حرمت زنان توصیه می‌کرد. همچنین نشریه به حفظ سلامت خانواده نیز توجه خاصی داشت که به نظر می‌رسد دلیل اصلی آن پزشک بودن سردبیر آن باشد.

بی‌سوادی و فضای محدود ذهنی، فکری و اجتماعی زنان، امکان بهره‌گیری گسترده از مطالب نشریه را به ایشان نمی‌داد. بنابراین بیشتر مخاطبان آن طبقه اعیان و اشراف شهری بودند. و بدلیل بی‌سوادی گسترده زنان از آقایان خواسته می‌شد که نشریه را برای خانمها بخوانند. ( دانش، ش۱، ص۲)

 

نوآوری در مطالب نشریه دانش

بخشی از صفحات نشریه به ترجمه رمانهای خارجی اختصاص داشت که به صورت تلویحی و غیر مستقیم به نقد ساختار سنتی در ایران اشاره می‌کرد همچنین با شرح ازدواجهای کشورهایی همچون فرانسه، روسیه و انگلیس دو نکته کلیدی را مد نظر قرار داد اول اینکه ازدواج قبل از ۱۴ سالگی در این کشورها ممنوع است و دوم اینکه دخترها می توانند خودشان همسر انتخاب کنند.( ۱۳۲۹ق،ش ۱۴،ص ۴_۶)

 

همچنین دانش کار کردن زنان را عین نجابت می دانست و یک مفهوم دوپهلو از کار زنان ارائه می داد که هم به کار در خانه تاکید می‌کرد و هم گوشه چشمی به کار کردن زنان در خارج از خانه داشت.( ۱۳۲۸ق، ش ۶،ص ۳)

بطور کلی این جریده شعاری برای تغییر شرایط کلی زنان ارائه نمی‌دهد و همچنان عنصر خانواده به عنوان مهمترین عنصر تربیتی مطرح و بر اهمیت نقش مادر در خانواده تاکید می‌کند. هرچند کوشید که این نقش را در قالب علم و عقلانیت مدرن سازماندهی کند. (همان، ش۲، ص ۴)

 

با وجود رویه محافظه‌کاری نشریه بدلیل مشکلات مالی بیشتر از ۱۱ ماه دوام نیاورد و بسته شد.

 

 

روزنامه شکوفه، اولین روزنانه مصور زنان

«بعد از تعطیلی نشریه دانش، دوهفته نامه مصور شکوفه با صاحب امتیازی خانم مریم عمید ملقب به مزین‌السلطه شروع به کار کرد. نوشته‌های شکوفه درباره تساوی حقوق زن و مرد، گسترش سطح آگاهی زنان و تشویق آنان به کسب علم، مبارزه با نفوذ بیگانگان در ایران، اعتراض علیه ازدواجهای قبل از سن بلوغ دختران و… بوده است.»۷ شکوفه نخستین نشریه ایرانی بود که کاریکاتورهای انتقادی را در صفحه آخر چاپ می‌کرد. از ویژگیهای این نشریه می‌توان به لحن طنزآمیز و انتقادی آن اشاره کرد.

 

در بالای صفحه نخست نشریه شکوفه، ماهیت مطالب آن ادبی، اخلاقی، حفظالصحه، اطفال، خانه‌داری، بچه‌داری، و مسلک مستقیم آن تربیت دوشیزگان و تصفیه اخلاق زنان معرفی می‌شود. رویکرد نشریه شکوفه به مسئله زنان همچون نشریه دانش بود. و در بستر گفتمان سنت، به توانمندسازی زنان اعتقاد داشت و بر این عقیده بود که باید زن را توانمند ساخت تا برای تربیت فرزند، شوهرداری، خانواده و ملت مفید باشد.

این نشریه همانطور که اشاره شد درون گفتمان سنت قرار داشت و از هنجارهای اخلاقی و اجتماعی جامعه پاسداری میکند، به بدحجابی و رفتارهای نامناسب برخی زنان در معابر اعتراض میکند و میگوید: به خانمهای فرنگی نگاه کنند که روگیری ندارند؛ ولی رفتار و حرکات نامناسب انجام نمی‌دهند.

 

تمرکز اصلی نشریه شکوفه

تمرکز اصلی نشریه بر تحصیل دختران است. برای پیشبرد آموزش دختران و پذیرش عمومی ضرورت علم آموزی آنها، بر علم آشپزی، علم خیاطی و دانستن علوم و صنایع تاکید کند. منظور از علم این بود که همه وظایف پذیرفته شده زنان را با افزودن واژه علم به آنها، به نتایج برآمده از آموزش مرتبط می‌کرد.

 

و به نظرش اگر دختری با این علم شوهر فقیر کرد، میتواند از این علم برای کسب مزد استفاده کند و اگر شوهر ثروتمند کرد، موجب جلب نظر شوهر میشود.

 

در این نشریه زن ایدئال اروپایی به عنوان چشم‌انداز هدفگذاری میشود، زنی که علاوه بر خانه‌داری و تربیت فرزند صاحب تالیفات و فضائل و فنون است و وارد بازار کار می‌شود. زنی که به تساوی حقوق اجتماعی با مردان و تصدی مشاغل عالیه دولتی را هم مطالبه میکند.

 

نگاه سنتی به حجاب زنان

 

نگاه نویسندگان نشریه، پاسداری از هنجارهای اخلاقی و اجتماعی جامعه بود و به بدحجابی و رفتارهای نامناسب برخی از زنان در معابر اعتراض می‌کرد که حتی اگر شریعت را پاس نمی‌دارند: «به خانم‌های فرنگی نگاه کنند که روگیری ندارند؛ ولی رفتار و حرکات نامناسب انجام نمی‌دهند.» (۱۳۳۱ق، ش۱۴،ص ۳)

 

این نشریه مردان را نیز مورد خطاب قرار می‌داد و توضیحاتی در رد باورهای عامیه آن زمان مبنی بر حرام بودن سواد و خط زنان می‌دهد و به نقد فرهنگ مردانه و لزوم حمایت از زنان می‌پردازد: «تقصیر بعضی از آقایان است که رویه زن‌داری و فلسفه و پلتیک و حدود و معاشرت و رفتار با عیال خود را نمی‌دانند.(۱۳۳۲ق،ش۹). ناآگاهی مردان را مانعی برسرراه زنان می‌داند. (همان) و به مردان گوشزد می‌کند که «چرا به آموزش زنان بی‌توجهید.» (۱۳۳۱،ق،شماره ۱۸)

 

 

همچنین این نشریه علاوه بر وارد کردن دو عنصر عقل و علم در گفتمان سنت، نه تنها مسئله کار زنان را که در روزنامه نخست به صورت تلویحی ذکر شده بود، بیان می‌کند بلکه برای نخستین بار از مفاهیمی چون حقوق زنان و تساوی حقوق بشری نیز نام ‌میبرد.

 

این نشریه ۶ سال منتشر گردید و با درگذشت بانو عمید متوقف شد و مجدد منتشر نگردید.

 

 

زبانِ زنان و  آغاز مناقشه قلمی با مردان

سه سال پس از تعطیلی شکوفه، صدیقه دولت‌آبادی روزنامه زبانِ زنان را (در سال ۱۲۹۸ش ) هر پانزده روز یکبار در اصفهان متشر کرد. (قاسمی، ۱۳۷۴:۱۴۹)؛ ولی بعد از یکسال، به دلایل مختلف از جمله مداخله در امور سیاسی و نگارش مقاله‌ای درخصوص قرارداد ۱۹۱۹م و و وقوع کودتای ۱۲۹۹ش، توقیف شد.

 

البته، این نشریه بعد از حدود یکسال در سال ۱۳۰۰ش مجدد در تهران انتشار یافت (ابوترابیان، ۹۸:۱۳۶۳). دور دوم نشریه بعد از یازده شماره به دلیل محدودیتها و سفر دولت‌آبادی به اروپا متوقف شد و انتشار دور سوم بعد از بازگشت او از اروپا از سال ۱۳۲۱ش به صورت مجله ماهانه ادامه یافت. (آژند،۲۸۹:۱۳۶۳ )

 

 الهی زبانِ زنان از این هم درازتر شود!

 

قمرتاج دولت آبادی در خاطرات خود می‌نویسد: روزی را به خاطر دارم که روزنامه های زبان زنان را طوری روی هم چیده بودند که فقط زبان زنان که با خط درشت به چشم میخورد و در سرتاسر اتاق دیده میشد. به روزنامه ها خیره شده بودم که خواهرم صدیقه پرسید : به چه این طور خیره شدی؟ گفتم به اینکه زبان زنان چقدر دراز شده، نگاه میکنم. خنده اش گرفت و گفت: الهی که زبان زنان روزی از این هم درازتر شود.

 

زبانِ زنان به مناقشه قلمی با مردان نیز می‌پرداخت و موضوع آزادی و استبداد را بیش از مسائل مربوط به مرد و زن و مسائل مختص زنان هدف بحث قرار می‌داد.

«این روزنامه اولین روزنامه‌ایست که در عنوان خود از واژه زنان استفاده می‌کند و از آن به بعد است که واژگانی چون بانوان و نسوان در روزنامه‌هایی مانند: نامه بانوان و عالم نسوان ظاهر می‌شود.»۸

 

اولین نشریه محلی در ایران

این روزنامه اولین روزنامه‌ زنان است که به طور جدی به طرح مسائل سیاسی و مشارکت زنان در امر سیاست می‌پردازد. و در شهری به جز تهران (شهر اصفهان) شروع به کار کرد.

 

این نشریه بیشتر از اینکه وظیفه اطلاع‌رسانی را برعهده داشته باشد، در نقش مطرح‌کننده مطالبات اجتماعی زنان بازیگردانی می‌کند. و به نوعی اولین بارقه‌های افکار فمنیستی در میان زنان طبقه بالای جامعه ایران را شعله‌ور می‌سازد. این مطلب زمانی مهم است که بدانیم در آن دوره اکثریت زنان جامعه ایران بی‌سواد بوده‌اند و بیشتر خوانندگان این روزنامه شامل مردان می‌شدند. و  یکی از اهداف این روزنامه افزایش آگاهی مردان در باب حقوق اجتماعی زنان بوده است.

 

مشابهت زبانِ زنان با دو نشریه دانش و شکوفه

زبانِ زنان علاوه بر اینکه همچون دو نشریه سابق بر دو محور علم‌گرایی و عقل‌گرایی بر امور زنان تاکید داشت، بر گسترش آموزش دختران و توسعه مدارس آنها نیز پافشاری می‌کرد.

این نشریه برای اولین بار بحث «حق» را به صورت غالب که بر آن تاکید می‌شود، در مطالب نشریه مطرح می‌کند و به مردان توصیه می‌کند «حقوق زنان» را رعایت کنند.۹

 

 

ویژگیهای نشریه زبان زنان

 

  1. زبان زنان اولين روزنامهاي است که واژة “زنان” در عنوان آن به کار رفته است. استفاده از اين واژه دال بر تأکيد بر هويت اجتماعي زنان است، زيرا اگر مسئلة جنسيت (به معناي بيولوژيک آن) در نظر نگارندگان مهم بود، بايد از واژة زن استفاده ميشد نه واژة زنان.
  2.  اين روزنامه، نخستين نگارش مطبوعاتي محلي زنان است که در شهري به جز تهران در جايگاه پايتخت منتشر ميشود.
  3.  زبان زنان اولین روزنامه‌ زنان است که به طور جدی به طرح مسائل سیاسی و مشارکت زنان در امر سیاست می‌پردازد.

 

۴٫ نخستين روزنامهاي است که در انتهاي هر نامه، نام کوچک نگارندگان را که همگي زن اند مي‌آورد.

۵٫زبان زنان نخستين روزنامهاي است که از زنان براي انجام فعاليتي مطبوعاتي باعنوان “وکيل” در معناي “خبرنگار” و مسئول پخش روزنامه در هر شهرستان دعوت به همکاري ميکند.( زبان زنان، ۱ محرم ۱۳۳۸:۳)

 

 

تفاوت دو نشریه دانش و شکوفه با نشریه زبانِ زنان

 

اندیشه خاص در روزنامه دانش، توجه به وظایف مادری مانند تربیت فرزند و دایره فعالیت اجتماعی زن در خانه تعریف میکند، در حالی در روزنامه زبان زنان اندیشه خاص حضور اجتماعی زنان در جامعه و مشارکتهای مدنی و اجتماعی را مد نظر قرار میدهد.

روزنامه دانش به مباحث بهداشتی زنان و خانواده میپردازد و زبان زنان به مشارکتهای سیاسی زنان در جامعه اهمیت میدهد.

روزنامه زبان زنان به نوع پوشش زنان و حجاب انتقاد وارد میکند در حالی که در شکوفه به طرفداری از حجاب می‌پردازد و زنان را به رعایت آن تشویق میکند.

 

این نشریه نسبت به دو نشریه پیشین گامی بلندتر در طرح گفتمان مدرن برداشت؛ حتی عنوان نشریه زبانِ زنان نیز نوعی دهن کجی به هنجارهای مرسوم بود که معتقد بود زبانِ زنان بابد کوتاه باشد. (دولت‌آبادی،۱۳۷۷)

 

 

نامه بانوان، مبارزه برای کشف حجاب

نامه بانوان به سردبیری شهناز رشدیه (شهناز آزاد) در سال ۱۲۹۹ ه. ش قبل از بیست سالگی او منتشر گردید. این نشریه مقالاتی درباره حقوق زنان، حجاب، اخبار ملی و بین‌المللی چاپ می‌کرد و همه مقاله‌هایش به قلم زنان بود. شهناز آزاد و همسرش در کنار آزارها، زندان و تبعید، برای چاپ روزنامه‌هایشان با کمبود سرمایه و مشکلات مالی نیز بروبه‌رو بودند.

 

شهناز آزاد در اطلاعیه‌ای که در روزنامه تجدد به چاپ رساند، مباحث مورد توجه نامه بانوان را چنین اعلام کرد:

«۱٫ مقاله اساسی ۲٫ واردات اداری ۳٫ مهمترین حوادث داخله و خارجه (به خصوص راجع به زنان) ۴٫ در هر شماره شرح حال یکی از زنان تاریخی دنیا به پارسی خالص که در شماره اول نامه بانوان از مخاطبان روزنامه درخواست می‌کند که «اگر کسی در گوشه کنار بانوی دانشمندی را سراغ داشته باشد، سرگذشت او را نوشته برای ما روانه نمایند تا در نامه بانوان بگنجانیم.» ۵٫ پاورقی یک رمان اخلاقی ۶٫ ورق آخرش عبارت خواهد بود از فرهنگ آزاد مولفه آقای حاج میرزا ابوالقاسم آزاد از عربی به پارسی خالص و انگلیسی.»۱۰

 

اهداف نشریه نامه بانوان

در این نشریه نیز همچون دیگر نشریات زنان که در این سالها انتشار یافتند، برعلم‌گرایی و آموزش و تحصیل زنان تاکید می‌شد و گاه از آیات و روایات نیز استفاده می‌شد. همچنین، نشریه مردان را مورد خطاب قرار می‌داد و تشریح می‌کرد که زن ناآگاه خانواده را تباه می‌کند و می‌کوشید «ترس مردان» از زنان تحصیلکرده و مدرن را با انواع مثالهای و شرح حال کاهش دهد. همچنین در نشریه بر حق رای و شرکت در انتخابات مجلس، تساوی حقوق و آزادی و حقوق نسوان تاکید میشد. (۱۲۹۹ق،ش۲،ص۶)

 

این نشریه تغییر وضعیت زنان را با مثالهایی از زنان متجدد که در کشورهای اروپایی و برخی از کشورهای مسلمان به حق رای و حضور در پارلمان دست یافته‌اند، به صورت نمونه هایی ایده ئال بیان میکرد. (همان، ش۴، ص۳_۴)

همچنین به شیوه رایج حجاب اعتراض می‌کرد و باز بودن دست و صورت را ضروری میدانست. نامه بانوان یازده ماه منتشر شد. عقاید صریح و رادیکال نامه بانوان موجب مخالفت با نشریه شد و به آن اتهام مخالفت با حجاب زده شد که برغم شرح توضیحی نشریه، نهایتا بعد از ۱۱ ماه توقیف گردید. (ر.ک. صدرهاشمی،۲۶۲/۴:۱۳۶۴).

 

 

نکته:

شهناز آزاد دختر میرزا حسن رشیدیه بود، پدرش بنیانگذار آموزش نوین در ایران بود

او چهارساله بود که خواندن و نوشتن را نزد پدرش آموخت و شش ساله بود که پدرش سالها او را پنهانی با لباس پسرانه به مدرسه‌ای که مدیرش بود، می‌برد و می‌گفت: « این بهترین حجاب است.»  تا اینکه در سن ۱۴ سالگی به مدرسه بی‌بی خانم استرآبادی رفت.

 

 

نتیجه‌گیری

زنان عصر مشروطه که تا دیروز در گوشه خانه و حرمسرها از چشمها دور بودند، فرصتی بینظیر بدست آوردند. در این میان نقش زنان در مطبوعات تنها به روزنامه‌نگاری نیانجامید بلکه به طرح مطالبات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی زنان و مشارکت در امور سیاسی جامعه نیز پرداختند.

آنان قدم در میدان نبرد با مردسالاری گذاشتند که سابقه‌ای به بلندای تاریخ دارد و تا به حال هیچ زنی جرات فرا رفتن از این دایره را نداشته بود. گفتمانی که در تمامی آثار مکتوب و غیرمکتوب زنان را نفی کرده و به ستیز و محرومیت از کلیه حقوق محکوم نموده بود.

در عصری که تعداد زنان باسواد آمار اسف‌باری داشت و همان تعداد نیز بدلیل وابستگیهای اقتصادی و اجتماعی کمتر در عرصه عمومی حضور داشتند، زنانی دست بر قلم شدند و با مشقت سعی در بیداری ملت کردند.در این میان نقش مطبوعات در آگاهی‌بخشی به عموم انکارناپذیر است.

 

روایت این زنان از مشکلات و مطالبه‌های خود راهی نو را به روی افراد جامعه گشود.

زنان نویسنده به دلیل ارتباط نزدیک با بدنه جامعه راهی را ساختند تا آتش زیر خاکستر مطالبات زنان شعله‌ور شود. آتشی که اولین جوانه‌های دگرگونی را به بار نشاند

 

 

 

نکته پایانی

تاریخ را فاتحان می‌نویسند، من می‌گویم تاریخ را مردان فاتح نوشته‌اند. زنان تا عصر حاضر در بیشتر کشورها از عرصه عمومی دور بوده‌اند و نام و نشانی از آنان در صفحات تاریخ وجود نداشته است. در عصر حاضر نیز در کشور ما به دلایل مختلف فرهنگی،  اجتماعی و مذهبی زنان در کنج خانه‌ها محبوس بودند و کمتر نشانی از آنان موجود است.

 

«مورخ جنسیت دقیقاً چگونه در رشته‌اش تحقیق می‌کند؟» ژانت آفاری (موخ و استاد دانشگاه) این طور پاسخ می‌گوید: «چون تعداد مدارک تاریخی‌ که مستقیماً به موضوعات زنان بپردازند انگشت‌شمارند، پس تاریخ جنسیت در خاورمیانه عمدتا بازخوانی متون موجود است و مسئله‌اش این است که نویسندگان آن متون چگونه مفهوم مردانگی و زنانگی را در زمانه‌ خویش تعریف ‌کرده اند.

 

در عین حال مورخ باید چشمان تیزی برای دیدن سکوت‌ها و شکاف‌ها در گزارش‌های تاریخی داشته باشد که شاید حاکی از اطلاعات بسیاری باشند. مورخ هم‌چنین باید رویکردی میان‌رشته‌ای داشته باشد تا بتواند دگرگونی‌های ظریفی را که بر نقش‌های جنسی وارد شده‌اند و در گزارش‌های تاریخی بازتاب نیافته‌اند، را ثبت کند.

 

 

 

پی‌نوشت:

۱٫ شوستر، مورگان؛ اختناق در ایران

۲٫ ذاکر حسین، عبدالرحیم. مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطیت

۳٫ مولانا، حمید. سیر ارتباطات اجتماعی در ایران

۴٫ شاپوری، معصومه. حضور زنان در مطبوعات عصر مشروطه

۵٫ شمیم،علی‌اصغر. ایران در دوره‌ سلطنت قاجار

۶٫ دانش، ۱۰ رمضان ۱۳۲۸

۷٫ ناهید،عبدالحسین. زنان ایران در جنبش مشروطه

۸٫ مقاله «بررسی جامعه شناختی روزنامه‌نگاری زنان در عصر مشروطه»، زنجانی‌زاده، هما. باغداردلگشا، علی

۹٫ مقاله«زن و تحول گفتمان از خلال نشریه‌های زنان (از مشروطه تا پهلوی) » ترابی فارسانی،سهیلا

۱۰٫ آزاد،شهناز. نامه بانوان، تجدد

مطالب مرتبط

4 پاسخ به “آغاز فعالیت مطبوعاتی زنان در عصر مشروطه”

  1. سلام
    محتوا کامل و مفیدی بود.ممنون

  2. معصومه جان عالی و کاربردی بود مطالبتون ممنون و خسته نباشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز