چرا تاریخ زنان در عصر مشروطه مهم است؟

«تاریخ‌نگاران همواره به دلیل شواهد باقی‌مانده، بازجستن مواضع طبقه حاکم در هر جامعه‌ای آسانتر می‌نماید. دیدگاههای فرودستان را باید با زحمت و جزء به جزء بازسازی کرد. ولی اگر بخواهیم گذشته را بفهمیم باید بکوشیم تا بازسازی‌اش کنیم.» کریستوفر هیل   شنیده‌اید که می‌گویند: «تاریخ را فاتحان می‌نویسند.» من می‌گویم: «تاریخ را مردان فاتح نوشته‌اند.» […]

«تاریخ‌نگاران همواره به دلیل شواهد باقی‌مانده، بازجستن مواضع طبقه حاکم در هر جامعه‌ای آسانتر می‌نماید. دیدگاههای فرودستان را باید با زحمت و جزء به جزء بازسازی کرد. ولی اگر بخواهیم گذشته را بفهمیم باید بکوشیم تا بازسازی‌اش کنیم.» کریستوفر هیل

 

شنیده‌اید که می‌گویند: «تاریخ را فاتحان می‌نویسند.» من می‌گویم: «تاریخ را مردان فاتح نوشته‌اند.»

 

تاریخ زنان در سراسر دنیا همواره با ستم و نادیده انگاشتن‌شان همراه بوده است. زنان ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند؛ و نیمه فراموش شده جامعه بوده‌اند. زن بودن خود به خود موجب محذوف شدن می‌گردد اما اگر با فروستی‌شان همراه گردد، مشکل را صدچندان می‌نماید. ولی به هر حال برای درک مصائب یک جامعه بازگشت به عقب و بررسی تاریخ از اوجب واجبات است. و برای رسیدن به شناخت کامل و همه جانبه افراد جامعه نیاز به فهم تمامی اقشار می‌باشد.

 

تاریخ به ما کمک می‌کند مردم و جامعه را بهتر بشناسیم. گذشته علت حال است و در نهایت به آینده ختم می‌شود. به زبانی دیگر برای حل مشکلات زن معاصر باید نیم‌نگاهی هم به زنان دیروز و مبارزاتشان انداخت. از اشتباهاتشان پند آموخت و از پیروزیهاییشان بهره برد.

 

کار مورخ جنسیت چیست؟

 

 زنان تا عصر حاضر در بیشتر کشورها از عرصه عمومی دور بوده‌اند و نام و نشانی از آنان در صفحات تاریخ وجود نداشته است. در عصر حاضر نیز در کشور ما به دلایل مختلف فرهنگی، اجتماعی و مذهبی زنان در کنج خانه‌ها محبوس بودند و کمتر نشانی از آنان موجود است.

«مورخ جنسیت دقیقاً چگونه در رشته‌اش تحقیق می کند؟» پاسخ کوتاه را ژانت آفاری استاد تاریخ اینگونه بیان می‌کند: «که چون تعداد مدارک تاریخی‌ که مستقیماً به موضوعات زنان بپردازند انگشت‌شمارند، پس تاریخ جنسیت در خاورمیانه عمدتا بازخوانی متون موجود است و مسئله‌اش این است که نویسندگان آن متون چگونه مفهوم مردانگی و زنانگی را در زمانه‌ خویش تعریف ‌کرده اند.

 

در عین حال مورخ باید چشمان تیزی برای دیدن سکوت‌ها و شکاف‌ها در گزارش‌های تاریخی داشته باشد که شاید حاکی از اطلاعات بسیاری باشند. مورخ هم‌چنین باید رویکردی میان‌رشته‌ای داشته باشد تا بتواند دگرگونی‌های ظریفی را که بر نقش‌های جنسی وارد شده‌اند و در گزارش‌های تاریخی بازتاب نیافته‌اند، را ثبت کند.

پرداختن به شعر، داستان‌های کوتاه، رمان، داستان‌های مصور، سینما و نیز آثار انسان‌شناسان، جامعه‌شناس‌ها، منتقدان ادبی و اقتصاددانان منطقه می‌توان نتایج زیادی در برداشته است.»

 

 

نقطه آغازین تحقیق تاریخ مشروطه

 

ثمره مشروطه این است که قدرت از انحصار یک نفر خارج شد. تا پیش از مشروطه، قبله عالم مالک جان و مال و ناموس مردم بود. جان هر که را که می‌خواست می‌ستاند. ولو صدر اعظم میرزا تقی خان امیر کبیر باشد. دستور می‌داد فلان زن از شوهر خود مطلقه شود و به عقد او یا مقام منصوب او درآید و هر مالی را که می‌خواستند تصاحب می‌کردند. جامعه هم اینها را در زمره حقوق شاه می‌دانست چندان که میرزا تقی خان امیر کبیر که به دستور شاه به شهادت رسید لقب شهید نگرفت اما ناصرالدین شاه قاجار که با گلوله میرزا رضای کرمانی از پا درآمد شاه شهید خوانده شد.

 

مشروطه برای این بود که شاه نه علی الاطلاق که به صورت مشروط و مقید و از کانال مجلس و عدالت‌خانه سلطنت کند. این که بعدتر چه اتفاق افتاد و این آرمان تا چه میزان تحقق یافت از ارزش این کار نمی‌کاهد. ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه از سفرهای خود مصنوعات جدید را می‌آوردند. از اتومبیل و دوربین سینما تا ابزارهای دیگر. آنان شیفته مدرنیسم و تجدد ظاهری شده بودند و روشنفکران زمان روح مدرنیته را در مشروط کردن قدرت شاه و تشکیل مجلس می‌دانستند و مشروطه ورود این دستاورد به ایران بود.

 

آزادی‌های مدنی و نخستین قانون اساسی

پس از ماهها بست‌نشینی در حرم عبدالعظیم، قم و باغ سفارت بریتانیا در تهران، مظفرالدین شاه در اوت سال ۱۹۰۶(۱۲۸۵) به سلطنت مشروطه رضایت داد. و نخستین قانون اساسی ایران در ۸ دی ۱۲۸۵ به امضاء مظفرالدین شاه رسید.

این سند حق قانونگذاری مجلس شورای ملی را که قرار بود در کانون قدرت سیاسی نشیند به رسمیت شناخت و از دامنه‌ی نفوذ شاه کاست. طبق این قانون قراردادهایی خارجی باید به تصویب مجلس شورا برسد. انجمن‌های ایالتی از استقلال رای بهره‌مند گردند. آزادی انتشار و مطبوعات تضمین و «اهالی مملکت» در برابر قانون برابر شناخته شود.

قانون اساسي ايران پایه‌های بنای دادگستري عرفي را فراهم آورد و از قدرت سنتي فقها و مجتهدان کاست. امّا از ديگر سو، قانون اساسی امتیازهای بی‌سابقه اي به اسلام و روحانيت شیعه داد و بدينروي هم حقوق مدني شهروندان و هم استقلال مجلس شورا و قوه قضائیه را مخدوش کرد.

 

 

تعریف عدالت براساس جنسیت؛ کشمکش سنت و مدرنیته

 

اینکه می‌باید با شهروندان (مذکر) ایرانی، صرف‌نظر از جایگاه اجتماعی یا مذهب ایشان، به نحو برابری در پیشگاه قانون برخورد کرد، اینکه قطع عضو کیفری وحشیانه و غیرانسانی است، اینکه ایران باید قاطعانه به پیمان‌های بین‌المللی بپیوندد و اینکه قانون باید به نحو یک‌دستی در شهرها و قصبات به کار بسته شود، همگی اصولی بودند که در جریان انقلاب مشروطه مطرح شدند.

با این همه، قانون خانواده، از جمله حقوق زنان در ازدواج و طلاق و ارث و حضانت کودک، همچنان بر مبنای مفهوم قدیمی عدالت تعریف شدند. تمایز میان ایده‌آل‌های مدرن و پیشامدرن (متکی بر شریعتِ) عدالت همچنان درون‌مایه‌ای پایدار در مبارزات برای حقوق زنان هستند.

 

مبارزات زنان در عصر مشروطه

در جامعه‌ی بسته و مردسالار ايران آن روز، زنان با توجه به فرصت‌های محدودی كه در جريان مبارزات وسيع مشروطه‌خواهی برای آنان پيش آمده بود، با اقدامات مناسب و با حضور مستقيم و غيرمستقيم، نقش مهمی در تداوم انقلاب ايفا كردند؛ از جمله ی اقدامات آنان، تأسيس مدارس دخترانه، ايجاد انجمن ها و انتشار مطبوعات مختص به زنان بوده است.

 

قانون مشروطه در کنار دیوانگان و صغیران، زنان را نیز از حق رأی محروم کرد. در مجلس اول با تصویب قانون انتخابات، زنان اولین گروهی بودند که از انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن منع شدند. در مجلس دوم فقط یک نماینده بود که این قانون را به پرسش گرفت و آن نماینده، محمدتقی وکیل‌الرعایا، نماینده‌ همدان بود که گفت: «بنده خیلی جرئت می‌کنم و عرض می‌کنم که در آن اول، محروم‌کردن نسوان است که یک قسمت از مخلوق خداوند است که آن‌ها را محروم می‌کنیم. با کدام دلیل منطقی آن را محروم می‌کنیم.»

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز