نامه به نویسنده محبوبم

سلام به ویرجینیا ولف عزیز چند ماهی بیشتر نیست که با قلم تو آشنا شده‌ام. کتاب «اتاقی از آن خود» را آنقدر شیوا یافتم که در بند بند وجودم رخنه کرد و شیفته‌اش شدم. کتابی که چندین بار آن را مرور کرده‌ام؛ درباره‌اش مقاله نوشته‌ام؛ پادکست تهیه کرده‌ام و یادداشت کوتاه نوشته‌ام و بازهم حق […]

سلام به ویرجینیا ولف عزیز

چند ماهی بیشتر نیست که با قلم تو آشنا شده‌ام. کتاب «اتاقی از آن خود» را آنقدر شیوا یافتم که در بند بند وجودم رخنه کرد و شیفته‌اش شدم.

کتابی که چندین بار آن را مرور کرده‌ام؛ درباره‌اش مقاله نوشته‌ام؛ پادکست تهیه کرده‌ام و یادداشت کوتاه نوشته‌ام و بازهم حق مطلب را در مورد کتابت ادا نکرده‌ام.

کتابی که تو بیشتر از ۸۰ سال پیش نوشته‌ای و نکاتی را گوشزد کردی که با گذشت زمان هنوز برایم طراوت دارد.

 

محور بحثْ کتاب، اهمیتِ فراهم‌ بودنِ زمینه‌های مادی برای نویسنده ‌شدن زنان است؛ «اگر زن بخواهد داستان نویسی کند، باید پول و یک اتاق از آن خودش داشته باشد.»

 

تو در این کتاب در راستای پرداختن به مسئله‌ی زن و داستان، توجه ما را به عواملی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که مسبب از دور خارج شدن زنان نویسنده در تاریخ شده ‌است معطوف ‌کردی.

از محدودیتهای جامعه مردسالار برای زنان از قرون پیش گفتی؛ اینکه چطور موانع سد راه آنها شد و چگونه آنها با وجود مسئولیتهای خانگی دست به نوشتن رمان در اتاق نشیمن زدند.

 

اینکه زنان هم می‌توانند و باید دست به قلم شوند و مطالباتشان را بیان کنند. و با اینکه سالها ماندن در خانه مسبب نفوذ خلاقیت ما در درو دیوارهای خانه‌هایمان شده است باید حصارهای تنگ را بشکافیم و راهی نو را در اندازیم.

 

در نهایت از ما می‎‌خواستی همه جور کتابی بنویسیم، و در مورد هیچ موضوعی، هر قدر بی‌اهمیت و پیش‌پاافتاده یا مهم، تردید نداشته باشیم.. امیدوار بودی، آن قدر پول به دست بیاوریم که بتوانیم سفر کنیم و دنیا را ببینیم، درباره آینده یا گذشته جهان تامل کنیم، درباره کتابها خیالپردازی کنیم و در گوشه و کنار خیابان پرسه بزنیم و بگذاریم نخ ماهیگیری افکارمان به اعماق رودخانه برود.

 

ویرجینیای عزیز سالها از نگارش کتابت گذشته است و ما همچنان اندرخم یک کوچه‌ایم. هنوز هم ادبیات را حیطه‌ای مردانه می‌دانیم.

هنوز هم برای نوشته‌های خود سبک و سیاق زنانه‌ای را  کشف نکرده‌ایم.

هنوز هم برای بقا خود را به تیغ سانسور می‌سپاریم.

 

معیارهایی که از کودکی در گوشهایمان نجوا کرده‌اند آنقدر سترگ شده‌اند که برای فراموشی به سالها جدو جهد محتاجیم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز