Online workshop

تجربه برگزاری اولین کارگاه توانمندسازی زنان ایرانی

پلان اول: استارت کارگاه تقریبا یکماه پیش بود که با سرکار خانم حدیث خداداد در مورد برگزاری کارگاه«توانمندسازی زنان» صحبت کردم. حدیث در حوزه شغل و تیپ شخصیتی شغل دلخواه کارشناس است. و تجربیات زیادی در این زمینه دارد. در ابتدا می‌خواستیم روی توانمندسازی روانی و خودباوری زنان کار کنیم. اما هر چقدر جلوتر رفتیم […]

پلان اول: استارت کارگاه

تقریبا یکماه پیش بود که با سرکار خانم حدیث خداداد در مورد برگزاری کارگاه«توانمندسازی زنان» صحبت کردم.

حدیث در حوزه شغل و تیپ شخصیتی شغل دلخواه کارشناس است. و تجربیات زیادی در این زمینه دارد.

در ابتدا می‌خواستیم روی توانمندسازی روانی و خودباوری زنان کار کنیم. اما هر چقدر جلوتر رفتیم به این نتیجه رسیدم که در این صورت بیشتر درگیر مفاهیم نظری و روانشناسی می‌شویم.

حیطه‌ای که هم اساتید زیادی دارد و هم تمامی مسائل را از زاویه فردی بدون در نظرگرفتن مسائل اجتماعی مطرح می‌کند.

در واقع به زعم ما کاری تکراری و اشباع‌شده در بازار فرهنگی است.

از آنجایی که قصد انجام کاری عملی و متفاوتی را داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید در حوزه اجتماعی کار کنیم.

هر چند منکر تاثیر خودباوری زنان در رشدشان نبودیم، اما هدفمان این بود که ورای ذهنیات روزمره و روانشناسی به این مسئله بنگریم.

 

پلان دوم: مشخص کردن محدوده عملیات!

اولین شخصی که در حوزه کارآفرینی به ذهنم رسید سرکار خانم شیوا ناصری از دوستان دوره پرکاری بود. وقتی نقشه راهمان را برایش تشریح کردم

او مشتاقانه درخواستمان را پذیرفت و قرار شد که در کارگاه در مورد تجربیاتش صحبت کند.

حدیث هم مبحث «شغل مناسب من» را به دست گرفت.

من نیز مبحث «توانمندسازی و راههای رسیدن به آن » را برعهده گرفتم

روزها بود که در مورد توانمندسازی اطلاعات جمع می‌کردم، مقاله «توانمندسازی چیست؟ و راههای توانمندسازی زنان کدام است؟» را نوشتم.

روزهایی هم که مجالی پیدا می‌کرد یافته‌هایم را به صورت روزنوشت درمی‌آوردم.

اما وقتی پای جمع‌بندی اطلاعات رسید، احساس درماندگی‌کردم. دلم می‌خواهد دانشی را به مخاطب دهم که به برایش ثمربخش باشد و از آن نتیجه بگیرد.

به هر حال باید یک نمای کلی از توانمندسازی، مفاهیم و انواع آن هم ارائه دهم.

حالا به صدها کلاسی که گذرانده بودم می‌اندیشم. وقتی آرام و بدون استرس کلاس می‌رفتم و برایم تفاوت نداشت که استاد به چه نحوی دوره را برگزار می‌کند.

اینبار ماجرا تفاوت داشت. خودم می‌خواستم دوره‌ای را برگزار کنم. آدم ریزبینی نیستم اما همه که مثل هم نیستند. البته این کارگاه رایگان است. ولی به هر حال شرکت‌کنندگان وقت و انرژی خود را پایش می‌گذارد. دُر گرنبهایی که این روزها بیشتر قدرش را می‌دانم.

 

پلان سوم: شروع تست صدا!

دیروز غروب سرفصلهایی را که می‌خواستم در کلاس مطرح کنم را از مقاله‌ توانمندسازی دستچین کردم. شروع به روخوانی از مطالب کردم و بعد هم به صورت پادکست درآوردم.

صدایم خشک و رسمی به نظر می‌رسد. یاد کلاسهای محتواتیم استاد کلانتری افتادم. آوایی خودمانی که با اینکه حس کلاس درس را القا می‌کرد اما در عین حال صمیمیت را هم ترزیق می‌کرد.

تصمیم گرفتم که به جای روخوانی از مطالب جملات را به صورت محاوره‌ای بیان کنم. کار را نیمه‌تمام رها کردم و بقیه تمرین را به فردا سپردم.

 

workshop

پلان چهارم:مگه پاورپوینت هم لازمه!

دیشب با حدیث در مورد سرفصلها گفتگو کردم.  گزارش کارهایی که انجام داده بودم را برایش شرح دادم و اینکه در حال منسجم کردن اطلاعاتم هستم. در این میان حدیث یکدفعه گفت: پاورپویت هم می‌خواهیم.

گفتم: مگه توی واتساپ میشه پاورپوینت گذاشت؟

با اطمینان پاسخ مثبت داد.

وای خدای من یعنی یک کار پرحجم دیگه را قرار است ظرف چند روز آینده انجام دهم.

منِ خوش‌خیال را بگو که می‌خواستم تا ۱۵مهرماه اولین جلسه کارگاه را برگزار کنم، زهی خیال باطل!

دلیل اینکه به فکر درست کردن پاورپوینت نبودم این بود که تصور میکردم کارگاه اولمان چون در فضای واتساپ انجام می‌شود، محتوای آن فقط به صورت صوتی ارائه شود.

خوبی درست کردن پاورپوینت این است که برای وبیناری که می‌خواهیم در آینده برگزار کنیم، اطلاعاتمان را دسته‌بندی می‌کنیم.

هر روز که پیش می‌رویم تصویر سراب‌گونه و محوی که از برگزاری کارگاه داشتم، وضوح بیشتری می‌یابد. هرچند باید اعتراف کنم هنوز جزئیات کار مشخص نیست و تا قدم به قدم پیش نرویم و گره‌گشایی نکنیم همچون نقش قالی گنگ است.

 

پلان پنجم: رونمایی از عنوان دوره!

دیروز گپی خودمانی با شیوا ناصری در پیج اینستاگرامم داشتم. قصه شروع کارش در یک زیرپله در خیابان قصرالدشت در ۱۱ سال پیش برایم گفت.

محله‌ای با بافت قدیمی که تاب شغلهای زنان را نداشت چه به برسد کارهای تابوشکنی چون تنکنسین فنی.

اینکه بدون حمایت مالی خانواده و تنها با اراده خودش مغازه‌اش را راه انداخته است. از ورشستگی سالها بعد که سبب شده علیرغم میلش به کارمندی پناه برد. و بعد از مدتی باز آستین همتش را بالا زده و کار خود را شروع کرده است.

شب بعد از لایو حدیث حسابی تشویقم کرد و دست‌مریزاد گفت. بعد هم پیشنهاد داد اسم کارگاه آنلاین «توانمندسازی شغلی» باشد.

چند روزی بود که عنوان کارگاه همچون شمعی در باد در ذهنم شکل می‌گرفت اما بعد از دقایقی با هجوم افکار خاموش می‌شد. حالا حدیث درست وسط خال زد. عنوانی انتخابی توانمندسازی و اشتغال را توامان در برمی‌گرفت.

 

پلان ششم: غلبه بر اهمالکاری

پنجشنبه بعد از یک هفته دوباره روی پاورپوینت کارگاه توانمندسازی کار کنم. این چند روز درگیر نوشتن یک مقاله درخواستی و مقاله‌های خودم بودم. هر روز در دفتر برنامه‌ریزم مینوشتم کارگاه توانمندسازی اما نوبت به آن نمی‌رسید.

تا اینکه فهمیدم معضلم کمبود وقت و از اولویت خارج شدن برگزاری این دوره است!

برای ضیق وقت بهترین درمان سحرخیزی است. برای اولویت گذاشتن هم باید اهداف خودم را مرور کنم.

فعلا در حال کشمکش برای غلبه بر خواب صبح هستم که عین نوار قلب در نوسان است.

البته طرح اولیه را آماده کردم و برای حدیث فرستادم و امروز روی ترتیب اسلایدها و نکاتی که باید عنوان کنم را مرور ‌کردم.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز