supporting women

تکیه بر قدرت خواهرخواندگی برای رسیدن به موفقیت زنان

سرانجام امروز مقاومتم را شکستم و وارد حیطه توانمندسازی روانی زنان شدم. شاید یکی از دلایل آن شروع مقاله‌ای با موضوع «اعتماد به نفس و عزت نفس برای زنان ایرانی» است که به سفارش دوستی در حال نوشتن آن هستم، مسبب نگارش این نوشته شد. احساس کسی را دارم که همزمان با دو دست در […]

سرانجام امروز مقاومتم را شکستم و وارد حیطه توانمندسازی روانی زنان شدم. شاید یکی از دلایل آن شروع مقاله‌ای با موضوع «اعتماد به نفس و عزت نفس برای زنان ایرانی» است که به سفارش دوستی در حال نوشتن آن هستم، مسبب نگارش این نوشته شد.

احساس کسی را دارم که همزمان با دو دست در حال نوشتن است. علاوه بر دستها، چشمها و ذهنم هم دو پاره شده است و هر کدام راهی نو را می‌کاود!

با وجود افتراقهایی که این مقالات باید باهم داشته باشند، مسلما نقاط مشترکی هم دارند. و شاید در انتها به نتیجه‌گیری جالبی دست‌یابم.

 

توانمندسازی روانی زنان 

توانمندسازی به معنای قدرت بخشیدن است و این یعنی به افراد کمک کنیم تا احساس اعتماد به نفس خود را بهبود بخشند، بر ناتوانی یا درماندگی خود چیره شوند و در افراد شور و اشتیاق فعالیت ایجاد و انگیزه‌های درونی آنان را برای انجام دادن وظیفه بسیج کنیم. (بلانچارد، کارلوس و راندولف ۲۰۰۳)

 

پس راه رسیدن به توانمندسازی هدایت افراد برای افزایش اعتماد به نفس است.

 

وقتی کلمه اعتمادبه نفس را می‌شنویم چه چیزی به ذهنمان خطور می‌کند؟

من هر وقت کلمه اعتماد به نفس را می‌شنوم دیواری آجری قرمزرنگی در ذهنم شکل می‌بندد. دیواری که باید با ملات تخصص و مهارت و مهمتر از همه ابراز وجود ساخته می‌شود.

دیواری که هر چه مرتفع‌تر باشد احساس قدرت و شعف بیشتری را نصیبمان می‌سازد. همانطور که سانت به سانت این دیوار با  مشقت بالا می‌رود شاید در اثر یک تلنگر فرو بریزد‌.

زمانی که از عهده وظیفه‌مان برنمی‌آییم. زمانی که صحبت از گرفتن حق و حقوق از کارفرما می‌رسد پایمان می‌لنگد. و …

آیا اعتماد به نفس جزو مدی است که همواره در تلاطم است؟

آیا اعتماد به نفس یک ویژگی کلی است و زمانی که اعتماد به نفس‌مان افزایش می‌یابد آن را در تمامی لحظات زندگی‌ خود همراه داریم؟

در قدم اول ببینیم اعتمادبه نفس چیست؟

 

 

تعریف اعتماد به نفس Self-Confidence

اعتماد به نفس به این معناست که یک نفر به توان و توانمندی‌های خودش باور و اعتماد داشته باشد. همان چیزی است که افکار را به عمل تبدیل می کند. بدون آن ما خود را عقب نگه می داریم. ما به آن نیاز داریم تا وارد عمل شویم.

 

در بسیاری موارد، افرادی که در حوزه خاصی به تخصص دست می‌یابند، در همان حوزه از اعتماد بنفس بالایی دارند. اعتماد بنفس کلیِ فرد نیز با موفقیتش بهبود پیدا می‌کند. گاهی ممکن است فرد در حوزه‌‌ای خاص احساس اعتماد بنفس کند، اما در حوزه‌ای دیگر فاقد این حس باشد. مثلاً معلم زبان انگلیسی در سرکلاس درس اعتماد به نفس بالایی از خود نشان دهد اما در زمانی که با مدیر موسسه در حال گفتگو است بدلیل فقدان مهارت مذاکره اعتماد به نفس پائینی داشته باشد.

این امر برای کم‌اهمیت جلوه دادن موانع خارجی و سیستمی یا نفی نیاز به رفع آنها بخصوص در کشوری همچون ما که موانع فرهنگی و ساختاری مستحکمی دارد نیست.

 

اعتماد به نفس را به دو روش توصیف می‌شود‌: ۱٫ باور ۲٫ احساس

 

شکاف اعتماد به نفس جنسیتی

امروزه ما زنان از فرصت هایی بهره مند می‌شویم که مادران و مادربزرگ‌های ما هرگز به آن دست نداشتند. مادران ما هیچ درآمد مستقلی از خود نداشتند. _ هر چند در حال حاضر نیز بیشتر زنان با وجود فعالیتهای مخلتف فاقد درآمد هستند._

هیچ یک از مادربزرگهای نسل ما رانندگی را یاد نگرفته بودند. هیچکدام دانشگاه که سهل است سواد هم نداشتند. لیکن با وجود پیشرفتهای علمی سالهای اخیر، بسیاری از زنان در بسیاری از موارد از مردان عقب‌تر هستند – هنوز برای “داشتن همه چیز” تلاش می‌کنند تا حداقل احساس خوبی در خود ایجاد کنند.

 

بیش از همه، ما هنوز می‌کوشیم که خودمان را باور کنیم تا نسبت به آنچه هستیم و نسبت به آنچه انجام می‌دهیم اطمینان داشته باشیم. مطالعه دانشگاه کرنل نشان داده است که مردان در دست بالاگرفتن توانایی‌ها و عملکرد خود بهتر عمل می‌کنند اما زنان در هر دو مورد خود را دست کم می‌گیرند.

البته این بدان معنا نیست که همه مردان اعتماد به نفس دارند و همه زنان فاقد آن هستند. با این حال،”شکاف اعتماد به نفس جنسیتی” واقعی است و بستن آن به اندازه حلقه اصلی رسیدگی به نابرابری جنسیتی مهم است.

 

 

راهکارهایی برای افزایش دستیابی به موفقیت 

برای دستیابی به اعتماد به نفس در درجه اول و در نهایت رسیدن به موفقیت باید بدانیم که یک دست صدا ندارد و باید دست به دست یکدیگر دهیم و از مهارتها و تخصصهای هم استفاده کنیم. برای رسیدن به این مطلوب مارگی وارل سخنرانِ رهبری و نویسنده چند پیشنهاد برای افزایش موفقیت زنان ارئه داده است:

 

۱٫ موانع را کاهش دهید

گزارش داخلی در هیولت‌پاکارد نشان داد که مردان هنگامی که ۶۰% شرایط کاری را کسب می‌کنند برای ارتقاء تقاضا می‌کنند، اما زنان تنها در صورت داشتن ۱۰۰% شرایط درخواست ترفیع می‌دهند.

زنان به مراتب بیشتر از مردان در معرض قربانی شدن معیارهای کمال‌گرایی هستند. بسیاری از زنان غیرمعقولانه احساس ناکافی بودن دائمی دارند و می‌خواهد ۱۰۰% در یک مهارت به تبحر برسند. این کار باعث خستگی مداوم زنان می‌شود. باید به جای اینکه ساعتها وقت خود را صرف کامل کردن در یک مهارت کنند وقت خود را صرف فعالیتهای «ارزش افزوده»_پرورش استعداد، تنوع بخشیدن به شبکه(ارتباطی) یا انجام بیشتر کارهایی که واقعا می‌خواهیم انجام دهیم و نه آنچه فکر میکنم باید انجام دهیم_ نمایند.

 

 ۲٫ هنجارهای «قدیمی را در باره آنچه زن» باید انجام دهد را به چالش بکشید

یک مطالعه اخیر نشان داده است که اگرچه امروزه زنان جوان در زندگی حرفه‌ای خود بیشتر آرزو دارند، اما آنها فشار کمتری را برای مطابقت با همان استانداردهای مادر و مادربزرگشان در جبهه خانه احساس نمی‌کنند. ما می‌خواهیم همه اینها را داشته باشیم، اما در برابر پذیرش مبادلاتی که “داشتن همه آنها” لازمه آن است، مقاومت می‌کنیم.

 

در نتیجه بسیاری از خانمها خود را همان چیزی می‌دانند که دکتر فریتز پرلز، روان‌شناس، آن را به عنوان “یک زندگی مشکوک” عنوان کرد. قوانین ناگفته، معیارهای اجتماعی، هنجارها و انتظارات از یک زن / مادر / همسر خوب باید (یا نباید) انجام دهد تا دوست داشتنی و مطلوب باشد.

ممکن است از حقوق و فرصت‌های بیشتری برخوردار باشیم اما فقط ۲۴ ساعت در روز فرصت داریم و هنوز هم نمی‌توانیم همزمان در دو مکان باشیم. این توضیح می‌دهد که چرا بسیاری از مادران شاغل (به ویژه مادران جدید) با احساس نابجا از  گناه مادری دست و پنجه نرم می‌کنند .

دفعه بعد به جای کلمه “باید” کلمه “می‌توانم” را اضافه کنید که نشان‌دهنده چیزی است که شما واقعا می‌خواهید انجام دهید.

مثلا به جای جمله:«من باید برای فرزندانم الان کیک بپزم، من می‌توانم برای فرزندانم کیک بپزم.» را به کار ببرید.

 

۳٫ با منتقد درونی خود دوست باشید

فکر میکنی کی هستی؟ مردم چه خواهند گفت؟ 

سوزان بردی، نویسنده کتاب ” تسلط بر منتقد داخلی” در آخرین پادکست زنده شجاع توصیه می‌کند در آن لحظه‌هایی که صدای منتقد درونی طنین‌انداز می‌شود و تهدید به کنترل قدرت می‌کند، با خود مهربان باشید. منتقد درونی خود را تحقیر نکنید، با او دوست شوید و آن را به عنوان محصول دو طرفه میل غریزی خود برای حفظ صیانت نفس تشخیص دهید.

 

 

۴٫ تفاوت زنانه خود را بپذیرید و لذت‌ ببرید

شما می‌توانید خوب و دوست داشتنی باشید یا می‌توانید قدرتمند و با کفایت باشید. فقط نمی‌توانید هر دو اینها باشیم.

تحقیقات نشان می‌دهد که زنان باید در چگونگی تعامل با دیگران در نقشهای رهبری سازگار باشند. زنان همچنین باید از سبک و شخصیت منحصر به فرد خود استقبال کنند تا ارتباطات اصیل با دیگران برقرار کنند.

 

women supporting women

 

 

۵٫ به جای مقایسه و رقابت با زنان دیگر با آنها جشن بگیرید و بزرگشان کنید

مردان همیشه مردان دیگر را حمایت و راهنمایی کرده‌اند. زنان اهرم حیاتی برای جسارت بخشیدن به زنان و پرداختن به عدم تعادل حامیان مالی و مربیانی که زنان نسبت به مردان دارند هستند. زنان باید قدرت جمعی “خواهرخواندگی”شان را کاملاً آزاد کنند.

 

تا کنون دو مانع وجود داشته است:

۱٫ زنان بیشتر از مردان با زنان دیگر مقایسه و رقابت می‌کنند. در حالی که ساختارهای قدرت مردسالارانه تاریخی این رفتار را تبیین می‌کند… تحقیقات نشان می‌دهد هرچه زنان بیشتری از نردبان قدرت بالا می‌روند به زنان دیگر قدرت می‌بخشند.

به همین دلیل است که به زنان بیشتری احتیاج داریم تا در حمایت از زنان دیگر فعال‌تر عمل کنند. (البته ما همچنین باید مردان دیگری را نیز با این قافله همراه سازیم!)

 

۲٫  زنان اغلب ارزشی را که می‌توانند برای زنان دیگر قائل شوند دست کم می‌گیرند. اکنون زمان آن رسیده که به قدرت خود باور داشته باشیم.

 

 

۶٫ برای کسب اعتماد به نفس صبر نکنید

زنان بیشتر از مردان محتاط هستند. این بدان معناست که احتمال تصمیم‌گیری عجولانه یا بی‌پروا کمتر است و از طرف دیگر اینکه ایمنی بازی کنند زیاد است… هر چه بیشتر ریسکهای روانشناختی انجام دهیم با آنها راحتر می‌شویم.

پس منتظر نمانیم تا شجاعت ریسک کردن پیدا کنیم. باید ارزش خود را بشناسیم و صندلی خود را طلب کنیم!

 

نتیجه‌گیری

انتظار برای ریشه‌کن کردن تعصبات جنسی و پیوندهای دوگانه ساختارهای قدرت ممکن است بیش از طول عمر ما زمان ببرد. به همین دلیل قدم گذاشتن شجاعانه زنان در قدرت و تلاش برای تغییر و بازتعریف قدرت از طریق یک لنز غیرجنسیتی بسیار حیاتی است.

زنان در صورتی می‌توانند قدرت خود را تکثیر کنند که به مهارتهای یکدیگر به عنوان یک هم‌افزایی (synergy) اعتماد کنند و از آن بهره‌برداری کنند.

هیچکس جز خود زنان نمی‌تواند شرایط و موانع آنان را تشخصیص، درک و  برای رفع آن ایشان را راهنمایی و هدایت کند.

 

مطالب مرتبط

6 پاسخ به “تکیه بر قدرت خواهرخواندگی برای رسیدن به موفقیت زنان”

  1. Avatar مینو گفت:

    خیلی مقاله خوبی بود معصومه جان و قطعا این حوزه به ورود ادم‌هایی شبیه خود تو به شدت نیاز داره:)

  2. Avatar حسین سیدزاده گفت:

    مقاله کامل و مفیدی بود و کاملا مشخص هست که برای نوشتنش وقت گذاشتید.

  3. Avatar مریم نیکومنش گفت:

    مطالب خیلی خوبی بود. موفق باشی معصومه جان.❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز