چرا زنان در محیط کار خود را نسبت به مردان دست کم می‌گیرند؟

اولین مواجهه من با بازار کار سال اول که وارد بازار کار شدم، وقتی خودم را با سایر همکاران مرد مقایسه می‌کردم احساس می‌کردم مثل یک دونده جامانده از مسابقه هستم. محل کارم یک شرکت قطعه‌سازی خودرو در پایین شهر بود. جایی که بیشتر از ۷۰ درصد کارکنانش مرد بودند. از پشت میز دانشگاه یکراست […]

اولین مواجهه من با بازار کار

سال اول که وارد بازار کار شدم، وقتی خودم را با سایر همکاران مرد مقایسه می‌کردم احساس می‌کردم مثل یک دونده جامانده از مسابقه هستم.

محل کارم یک شرکت قطعه‌سازی خودرو در پایین شهر بود. جایی که بیشتر از ۷۰ درصد کارکنانش مرد بودند.

از پشت میز دانشگاه یکراست به کارگاه پرتاب شده بودم . قبل از این تجربه کار کردن نداشتم. تنها شانسی که آورده بودم این بود که به خاطر راه دور دانشگاه تا خانه مجبور بودم ساعتهای زیادی را در رفت و آمد باشم.

 

حتما می‌پرسی چرا شانس؟ چون حداقل مجبور بودم که با دیگران ارتباط برقرار کنم و خودم گلیمم را از آب بیرون بکشم.

دختربچه که بودم اعتماد به نفسم بدک نبود یادم میاد به راحتی با دیگران دوست می‌شدم. اما هر چقدر به سن نوجوانی نزدیکتر شدم، ارتباطاتم کمتر شد و توی سالهای جوانی دختر خجالتی محسوب می‌شدم.

 

درس‌خواندن در یکی از شهرهای اطراف تهران مجبورم کرد از لاک خودم بیرون بیایم.

پا گذاشتن به اجتماع و شروع کار در یک محیط مردانه من را داخل کارزار جدیدی انداخته بود.

کارزاری که تنها به دختران و پسران همسن و سال یا اساتید دانشگاه محدود نمی‌شد. محیط کار مسئولیتهای خاص خودش را طلب می‌کرد.

 

 

 

چرا ما زنان توانایی‌های خود را دست کم می‌گیریم؟

 

برخی عقیده دارند کودکان اولویت‌های ما را تغییر می‌دهند و در این ادعا واقعیتی وجود دارد. غرایز مادرانه به یک اختلاف عاطفی پیچیده بین زندگی در خانه و کار کمک می‌کنند، کششی که حداقل در حال حاضر، برای اکثر مردان به این شدت نیست. مفسران دیگر به موانع فرهنگی و نهادی برای موفقیت زنان اشاره می‌کنند. اما این توضیحات در مورد شکستن مداوم سقف شیشه‌ای چیز اساسی دیگری هم وجود دارد: عدم اعتماد به نفس زنان

 

اغلب اوقات فکر می‌کردم که باید بیشتر بدانم، بیشتر بیاموزیم یا تجربه بیشتری کسب کنم تا جدی گرفته شوم. کمتر به دنبال ترفیع بودم و می‌خواستم خودم را به دیگران ثابت کنم.

متاسفانه مطالعان نشان داده که این مشکل گریبانگیر اکثر زنان است.

 

طبق یک مطالعه از پیشرفت در آموزش فیزیولوژی، مردان تمایل دارند بیش از حد هوش و توانایی‌های تحصیلی خود را بیش از حد ارزیابی کنند، در حالی که زنان هر دو را دست کم می‌گیرند. با این حال، کیفیت عملکرد بین زن و مرد اساساً یکسان است.

مطالعه انجام شده در هیولت پاکارد نشان داد که زنان فقط زمانی تقاضای ارتقاء می‌کنند که اعتقاد دارند ۱۰۰٪ صلاحیت ذکر شده برای این شغل را دارند. مردان هنگامی که ۶۰% شرایط کاری را دارا باشند‌ برای ارتقاء درخواست می‌کنند.

 

 

«زنان نسبت به مردان بیشتر تمجید می‌کنند و توانایی‌های خود را پایین نشان می‌دهند.»

محققان معتقدند کلیشه‌های جنسیتی زنان را در محل کار باز می دارد. تحقیقات کاترین کافمن پیچیدگی جدیدی اضافه می‌کند:  آنها حتی می‌توانند باعث شوند زنان توانایی‌های خود را زیر سوال ببرند.

او در مطالعه خود دریافت که کلیشه‌های جنسیتی دیدگاه ما را نسبت به خودمان و دیگران تحریف می‌کند و این ممکن است به خصوص برای زنان نگران‌کننده باشد، زیرا تصور ما از کلیشه‎ها می‌تواند به ایجاد یک تصویر درست خدشه وارد سازد و  از پیشرفت حرفه‌ای‌مان باز دارد.

 

خانمها، اگر می‌خواهیم تأثیر بیشتری در رهبری داشته باشیم، وقت آن است که فکر خود را تغییر دهیم.

ما نیازی به یادگیری بیشتر_حداقل در ابتدای راه_ نداریم. ما نیازی به تجربه بیشتر نداریم. نیازی نیست منتظر اجازه بمانیم و مهمتر از همه، نباید منتظر باشیم تا به توانایی‌ها و مهارتهای خود احساس راحتی و اطمینان زیادتری کنیم.

 

 

آنچه واقعاً ما به آن محتاجیم این است که از محدوده امن خود خارج شویم و خود را به چالش بکشیم.

 

ما باید  اقدام کنیم … حتی اگر تجربه ما ۱۰۰٪ معیارها را نداشته باشد. باید دست از کمالگرایی برداریم. و در پروژه‌ای که توجه افراد مهم را جلب خواهد کرد، پا بگذاریم.

 

بار دیگر که قبل از برداشتن گام مرحله بعد تعلل کردیم که به مهارت بیشتری نیاز داریم مچ خودمان را بگیریم. ما در حال حاضر به اندازه کافی مهارت داریم. به اندازه کافی می‌دانیم. دقیقاً از همان جایی که هستیم، دست به کار شویم.

 

 

اگر کاری را بی‌نقص انجام دهیم یعنی کار را خیلی دیر شروع کرده‌ایم!

 

ما زنان هرگز سقف شیشه‌ای را نخواهیم شکست. و به صندلی رهبری تکیه نخواهیم زد، در حالیکه به خود اجازه می‌دهیم قبل از حرکت بعدی تصور کنیم که باید برای همه چیز مناسب (عالی) باشیم.

وقت آن است که الگوهای سنتی طولانی مدت را بشکنیم و قوانین جدیدی برای زندگی و فعالیت اجتماعی‌مان ایجاد کنیم. دیگر انتظار، کمال و تأمل نداشته باشیم. باید با احاطه کردن خود با افراد بزرگ و یادگیری در حین کار اقدام نمائیم.

 

به نظرتان این ترسناک و ناشناخته می‎آید؟

 

Overcoming fear in women

 

در اینجا ۳ کلید برای شکستن ترس از ناشناخته‌ها وجود دارد:

 

  1. این کار را به تنهایی انجام ندهیدخود را باشبکه‌ایاز افراد در حال پیشرفت هستند محاصره کنید تا شما را بلند ‌کنند، به چالش بکشند و از رشد شما حمایت ‌کنند. این ممکن است به معنای یافتن برخی افراد جدید برای معاشرت باشد.

یکی از راه‌های یافتن افراد جدید این است که به یک شبکه یا گروه مشاوره یا انجمن زنان بپیوندید. جایی که می‌توانید رشد یکدیگر را به اشتراک بگذارید و از آنها حمایت کنید و ببینید که چگونه سایر زنان پازل شخصی و حرفه‌ای را در کنار یکدیگر قرار می‌دهند.

 

 

۲٫ از هدف استفاده کنید تا از  شک و تردید خود عبور کنیدبرای بسیاری از زنان، یک دفتر بزرگتر، چک حقوقی بالاتر و عنوان معتبرتر برای جلو بردن آنها کفایت نمی‌کند. برای زنان این موضوع بیشتر در مورد یافتن رضایت شخصی، ایجاد سبک زندگی و رویایی آنها برای خانواده است.

 

بهره‌گیری از آنچه که به ما احساس هدف برای عبور از لحظه‌هایی که عدم اطمینان، ترس و تردید بوجود می‌آورد بسیار مهم است.

 

 

  1. بهترین دوست خود باشید … نه سختگیرترین منتقد خودشما قادر هستید خیلی بهتر از آنچه می‌اندیشید، باشید. منتقد درونی شما ممکن است این نظر را نداشته باشد اما اگر همچنان به سخنان منتقد درونی خود گوش دهید و باور کنید هیچ تغییری رخ نخواهد داد.

 

وقت آن است که شجاع باشیم و علی‌رغم ترس و لغزشمان، عمل‌گرا باشیم. فقط با قرار دادن خود در میدان مبارزه است که شهامت ما افزایش می‌یابد.

 

 

از خودمان بپرسیم؟

 

  • در چه زمینه‌هایی از کار، مهارت‌ها و توانایی‌ها، خود را دست کم گرفته‌ایم؟
  • چه هزینه‌ای برای ما داشته است؟ (به عنوان مثال: فرصت‌های از دست رفته، ترفیع شغلی، پرداخته شدن به آنچه ما ارزشش را داریم.)
  • در حال حاضر با اعتقاد به این که باید بیشتر بدانیم، تجربه بیشتری داشته باشیم، از دیروز بهتر باشیم، خود را در کجا ببینیم؟

 

 

یک توصیه برای زنان

زنان غالباً ابراز می‌کنند که حس نمی‌کنند لیاقت شغل خود را دارند و “فریبکارانی” هستند که هر لحظه می‌توان آنها را فهمید. آنها دریافتند که زنان بیشتر نگران این هستند که مورد پسند واقع نشوند ، ظاهر نامناسبی داشته باشند، از دیگران برتری داشته باشند یا توجه بیش از حد آنها را به خود جلب کنند.

مردان از تردید در خود مستثنی نیستند اما اجازه نمی‌دهند تردیدهای آنها به اندازه اغلب زنان سد آنها شود.

 

نتیجه‌گیری

 

من پیشنهاد نمی‌کنم که زنان باید با استانداردی که دیگران وضع می‌کنند مطابقت داشته باشند. اما فکر می‌کنم آنچه مهم است این است که خودت باشی. آوردن اصیل‌ترین خودتان و راحت بودن با آنچه هستید، نوعی اعتماد به نفس است.

 

زنان علیرغم داشتن مهارت‌ها و جاه‌طلبی‌های مشابه مردان همتای خود، به موفقیت‌های یکسانی نمی‌رسند. در اینجا آنچه می‌توانیم انجام دهیم تا به رفع این شکاف کمک کنیم:

 

  • تلاش برای تعریف اطمینان را متوقف کنید: اعتماد به نفس، مانند بسیاری چیزها، یک مفهوم نسبی است که به اشکال مختلف وجود دارد. تعریف اعتماد به نفس و نحوه تجربه آن برای همه متفاوت است. این شکاف در درک ماست. آنچه مهم است که زنان (و مردان) نسبت به خود اصیل بمانند. راحت بودن با آنچه که هستید (و آنچه توانایی آن را دارید) اعتماد به نفس خاص خود را نشان ‌دهید. همانطور که نه همه مردان در یک جعبه اعتماد به نفس می‌گنجند، و نه همه زنان.

 

 

  • افراد را به خاطر توانایی‌هایشان بشناسید، نه ویژگی های آنها: در نحوه ارزیابی ما خلائی وجود دارد. آنچه مهم است شناخت استعداد و مهارت در همکاران است، نه سطح اطمینان. “برنامه‌های خودیاری” برای کمک به زنان در غلبه بر ترسهای خود و اعتماد به نفس بیشتر، نکته قابل توجهی نیست. اگر زنان – و مردان – را به جای ویژگی‌های شخصیتی، بر اساس توانایی‌ها و مشارکت‌های آنها قضاوت کنیم، زمینه بازی یکنواخت‌تری داریم.

 

 

  • تنوع را بپذیرید: مدیران شرکتها باید تلاش کنند تا هرگونه شکاف ناعادلانه در حقوق را از بین ببرند و با قبول تنوع اندیشه و سبک آنها را از نو تعریف کنند. اگر همه مجبور شوند یکسان فکر و عمل کنند چیزهای زیادی برای از دست دادن وجود دارد.

مطالب مرتبط

2 پاسخ به “چرا زنان در محیط کار خود را نسبت به مردان دست کم می‌گیرند؟”

  1. ممنونم خانم عظیمی عزیز خیلی خوب بود. بنظرم زنان ما مشکل کمبود عزت نفس دارند. من زنان توانمند زیادی رو میشناسم که متاسفانه خودشون رو دست کم گرفتند.

    • معصومه عظیمی پارسا معصومه عظیمی پارسا گفت:

      بیتا جان اتفاقا در حال نوشتن یک مقاله در مورد عزت نفس هستم. امیدوارم بتوانم راه‌حلی برای این معضل پیدا کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز