تربیت دختران توانمند از کودکی

«زنان تا ازدواج نکنند و مادر نشوند کامل نیستند. چطور می‌توانیم توقع داشته باشیم دختران ما از نوجوانی اولویت‌ اولشان روابط عاطفی و ازدواج نباشد؟ وقتی قوانین ما اینگونه تکلیف مشخص کرده که هزینه‌های زندگی و مخارج زنان را باید شوهرانشان بپردازند. چه ضرورتی در یک زن ایجاد می‌شود که برای رسیدن به استقلال مالی […]

«زنان تا ازدواج نکنند و مادر نشوند کامل نیستند. چطور می‌توانیم توقع داشته باشیم دختران ما از نوجوانی اولویت‌ اولشان روابط عاطفی و ازدواج نباشد؟ وقتی قوانین ما اینگونه تکلیف مشخص کرده که هزینه‌های زندگی و مخارج زنان را باید شوهرانشان بپردازند. چه ضرورتی در یک زن ایجاد می‌شود که برای رسیدن به استقلال مالی که مسیر آسانی هم نیست خودش را به زحمت بیاندازد..» با خواندن جملات رزیتا مرادی تلنگری بهم خورد. ما در فرهنگی به بالندگی رسیده‌ایم که بزرگترین وظیفه‌مان را اغواگری مردان(!) می‌داند. به زعم این بینش اگر دختری بتواند با هزار خدعه مرد متمولی را به دام اندازد، با باسن مبارکش در خمره عسل افتاده است و دیگر دغدغه‌ای تا پایان عمرش ندارد!

 

گویی دختران ما هیچ کارو کاسبی جز بردن دل مردان ندارند، زمانی هم که به این غایت دست‌می‌یابند دیگر از غم و غصه دنیا فارغ می‌شوند. از فرهنگ گداپروری که از یکسو زنان را توسریخور بار می‌آورد و از سوی دیگر آنان را جز برای همخوابگی مناسب نمی‌شمارد طمع بیش از این نمی‌توان داشت. اشتباه نکنید نمی‌خواهم با عذر قوانین متحجر تمام تقصیرها را تنها به گرده دولتمردان بیاندازم، حتی اگر جامعه‌ای همچون جامعه ما به دور از عقلانیت و با تکیه بر سنن ارتجاعی اداره شود.

 

در عصری که کشور امارات زنانش را برای آموزش فضانوردی به ناسا می‌فرستد ما به پروراندن زنان برای اتاق خواب می‌اندیشیم و دم از فرهنگ ۲۵۰۰ ساله‌ می‌زنیم!

از بن جان فریاد برمی‌آورم خانمها چه نشسته‌اید که زنان همسایه گوی سبقت را از ما ربوده‌اند. اگر در خواب خوش خرگوشی فرورفته‌ایم که دولتمردان برایمان آستینی بالا بزنند، پس وای به حال ما. سیاستمدارانی که رابطه قیم‌مابانه و صغیرپنداری زنان را در مخیله دارند، تکیه که چه عرض کنم، حتی نزدیکشان هم نباید پلکید. همان به که ایشان سردر آخورشان داشته باشند. می‌ماند تحول در فرهنگ فسیل‌زده‌مان که آنهم به همت تک‌تک ما میسر است.

اگر چشم‌ به راه شاهزاده‌ای با اسب سفید نشسته‌ایم هیهات که سالهاست پای اسبش در گل فرو رفته است. بدانیم که روی هیچ پشه نری هم نبایست حساب باز کرد، چه برسد به آدمیزاد، بدان علت که خالق به ما همان استعدادی را داده که به سایر انسانها نیز احسان نموده است.

اگر قدرتش را داشتم اجازه نمی‌دادم محض تفریح هم که شده تن هیچ دخترکی لباس عروس بپوشانند و همه این مضامین جهل را یکجا به آتش می‌کشیدم، چرا که ناجی درون آیینه است!

 

 

 

برای تغییر این فرهنگ باید از کجا شروع کرد؟

کودکان در خلا بزرگ نمی‌شوند. آنها در یک محیط اجتماعی و در محاصره افراد دیگر رشد می‌کنند. بیشتر یادگیری‌های اولیه آنها از طریق برخورد با والدین، ​​مادر و پدر بزرگ، خواهر و برادرها و سایر کسانی که داخل حلقه خانواده هستند، اتفاق می‌افتد.

 

 

 

پدر و مادر آئینه عزت نفس دختران

می‌خواهم از جنبه جنسیتی به مسئله عزت‌نفس دخترانمان بپردازم.

عزت نفس تحت تأثیر عوامل زیادی قرار دارد اما مهمترین عامل خانواده است. مهمترین وظیفه والدین کمک به فرزندان در ایجاد عزت نفس است. والدین در مورد احساس کودک نسبت به خود- عزت نفس خود، تأثیرگذارترین افراد هستند. پدر یا مادر آینه‌ای از آنچه کودک از خود می‌بیند هستند.

به طور کلی، هرچه عزت نفس والدین مثبت باشد، عزت نفس فرزندان نیز مثبت خواهد بود. کودکان معمولاً واکنش پدر و مادرشان در برابر موفقیت‌ها و شکست‌ها را مشاهده و کپی‌برداری می‌کنند. آنها باید الگوی مناسبی برای کودکان خود باشند.

 

طبق یک مطالعه از پیشرفت در آموزش فیزیولوژی، مردان تمایل دارند بیش از حد هوش و توانایی‌های تحصیلی خود را ارزیابی کنند، در حالی که زنان هر دو را دست کم می‌گیرند. با این حال، کیفیت عملکرد بین زن و مرد اساساً یکسان است. از آنجایی که تربیت فرزندان بیشتر بر گرده مادران است و مضافا اینکه دختران مادرانشان را بیشتر الگوی خود قرار می‌دهند، پس حس خودکم‌بینی در ما زنان اثرات سوء خود را برروی دخترکانمان می‌گذرارد.

 

با ایجاد عزت نفس خود شروع کنیم. این در زندگی فرزندانمان منعکس می‌شود. فرزندنمان ما را تماشا و از ما تقلید می‌کنند. به کودکان خود بیاموزیم که می‌توانند بر احساسات و تفکر خود کنترل داشته باشند.

به فرزند خود نشان دهیم که او را دوست داریم. روی ویژگی‌های مثبت کودک خود تمرکز کنیم، این خصوصیات را تشویق و پرورش دهیم. فرزند خود را همانگونه که هست بپذیریم. هنگامی که ما به عنوان والدین کارهای درست و غلط فرزند خود را می‌پذیریم، به او هم می‌آموزیم که خود را تصدیق کند. این در ایجاد عزت نفس مثبت مهم است.

 

 

چرا من از عزت نفس نوشتم نه از اعتماد به نفس؟

اعتماد به نفس چیست؟

مهارت کافی در انجام کاری داشته باشیم و همچنین تصویر ذهنی ما نسبت به توانایی انجام آن مثبت باشد.

 

عزت نفس چیست؟

من ارزشمند و توانمند هستم و همه موجودات و انسان‌ها نیز ارزشمند هستند و همه ما حق تلاش برای زندگی بهتر را داریم.

 

 

 

عزت نفس مهم‌تر است یا اعتماد به نفس؟

 

در حقیقت شاید نتوان به سادگی به این سوال پاسخ داد  من با توضیحاتی که در ادامه خواهم داد می‌توانید متوجه شد که عزت نفس ابزار پایدارتر و کلیدی‌تری است.

 

مهمترین دلیلش این است که عزت نفس یک خصیصه پایه به شمار می‌آید و حس ارزشمندی ما را بیان می‌کند اما اعتماد به نفس در هر کاری ممکن است وجود داشته باشد یا نداشته باشد! به این معنی که فرد یا عزت نفس زیادی دارد یا خیر اما همان فرد می‌تواند در کاری اعتماد به نفس داشته باشد و در کاری دیگر نداشته باشد! مثلاً شما اگر عزت نفس داشته باشید، بدون هیچ تردیدی می‌توانید این حس ارزشمندی را در خود می‌بینید که با تمرین و یادگیری، اعتماد به نفس خود را ارتقا دهیم.

 

 

 

بخشی از مقاله رنه میسون در مورد عزت نفس دختران

 

۱۲ راهی که مادران باعث کاهش عزت نفس دخترانشان می‌شوند:

 

 

تربیت دختران کار ساده‌ای نیست. مادران با دختران رابطه‌ای خاص دارند، گاهی سخت و گاهی سهل.

به عنوان یک مادر، معمولاً  توسط دخترانمان مورد سرزنش قرار می گیریم. همانطور که با آنها رابطه منحصر به فردی داریم، دخترانمان نیز با پدرانشان رابطه خاصی دارند. و پدرها همیشه از مادران باحال‌ترند – حداقل از نظر دخترانشان.

اغلب می‌بینیم که آنها کارهایی را انجام می‌دهند که ما مرتکب شده‌ایم، اشتباه می‌کنند یا به شیوه‌ای که عمل می کنند، که نمی خواهیم آن کارها را انجام دهند.

 

دختران به ویژه در جوانی، حساس هستند. هیچ مادری دوست ندارد دخترش احساس ضعیف کند. ما نمی‌خواهیم دلیل عزت نفس پایین دخترمان باشیم.

مهم این است که بدانیم چه زمانی بیش از همراهی، آسیب می‌زنیم. هنگامی که به جای درک و مراقبت از نیازهای دخترمان، نق می‌زنیم.

 

 

  1. محافظت بیش از اندازه

محافظت بیش از حد همیشه چیز خوبی نیست. و می‌تواند بر او تأثیر منفی بگذارد.  اما گاهی اوقات باعث می‌شود دخترمان از خودش سوال کند چرا ما نسبت بهش خیلی سختگیریم، آیا بچه‌ بدی است؟ این می‌تواند منجر به زیر سوال بردنش شود و احساس کنند که اشتباهی کرده‌ است.

البته دختران به مرزها، مقررات منع رفت و آمد و غیره احتیاج دارند.  هر چقدر هم که بخواهیم آنها را از دنیا در امان نگه داریم، باید اجازه دهیم زندگی خود را ادامه دهند.

هیچ کس دوست ندارد احساس کند که مرتکب اشتباهی شده است. گاهی اجازه دهیم با دوستانشان رفت و آمد کنند و عزت‌نفسشان را بپرورانند.

 

 

  1. نق نزنیم!

اگر او را به این باور برسانیم که به اندازه کافی خوب نیست، با اعتقاد به این امر زندگی را سپری می‌کنند. اینکه ما چگونه با دخترانمان صحبت می‌کنیم صدایی است که در ذهنشان طنین می‌اندازد.

من از صدای منفی درونی دخترم متنفرم. این بدان معنا نیست که من هرگز گولش نزده‌ام یا چیزی نگفتم که ای کاش بدنبال نداشته است. ولی در کل سعی می‌کنم او را به گونه‌ای بزرگ کنم تا ارزشهای  خود را بداند و صدای درونی‌اش مهربان باشد.

ما باید به شایستگی دخترمان ایمان داشته باشیم . وقتی صدای درونی منفی داریم و از عزت نفس پایینی برخورداریم. این وظیفه ماست که نگذاریم این اتفاق برای دخترانمان هم بیفتد.

 

 

  1. مدل سازی رفتار خودآگاهانه

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در تلویزیون، اینترنت، بیلبوردها به آنها القا می‌کند  که روی ظاهر خود تمرکز کنند. و دائم با همجنسان خود  مقایسه می‌شوند. اینکه آنها خیلی چاق، خیلی لاغر، خیلی بلند یا خیلی کوتاه هستند؟ و توسط جامعه آموخته‌اند که هرگز کافی نیستند.

ما هستیم که باید دخترانی را پرورش دهیم که تصاویر بدنی سالمی دارند و می‌دانند که ظاهر همه چیز نیست! اگر دختری گمان کند مادرش کافی نیست، خیال می‌کند خودش هم کافی نیست. ما که نمی‌خواهیم دخترانی با عزت نفس پایین تربیت کنیم.

 

 

  1. گوش دادن شنیدن نیست!

دختران شگرف هستند. تماشای رشد و شکوفایی آنها، تبدیل شدن به زنانی جوان و مستقل با افکار و عقاید خاص خود در جهان، یک نعمت است. مهم است که وقتی می‌خواهند با ما صحبت کنند، گوش دهیم. نه صرفا گوش دادن، بلکه فعالانه گوش دادن.

دختران  به مادران خود احتیاج دارند و تأییدمان را می‌خواهند. باید بدانند که به ایشان اهمیت می‌دهیم و صدایشان مهم است. وقتی  حرف زدن با او را به تعویق می‌اندازیم، به آنان آسیب می‌زنیم. این باعث  کاهش عزت نفس‌شان می‌شود و فکر می‌کنند اهمیتی ندارند. آخرین چیزی که هر مادر می‌خواهد این است که دخترش تصور کند مهم نیست.

 

 

  1. مادران اولین پرورش‌دهندگان دختران

می‌دانیم که مادر پرورنده دخترش است. ما به عنوان مادر آدمهای‌ کاملی نیستیم و همگی اشتباه می‌کنیم و نمی‌خواهیم دخترانمان هم همان اشتباهات را مرتکب می‌شوند.

به طور مداوم تحقیر کردنشان، فقط باعث فشار بر روابط می‌شود. و به ایجاد رنجش و عزت نفس پایین‌ می‌انجامد.

بعضی اوقات باید یک قدم به عقب برگردیم و به طور پیشگیرانه در مورد چگونگی همراهی با دخترانمان تعقل کنیم. بدون قضاوت، بدون انتقاد راهنمایی‌شان كنیم تا درک کنند كه بیشترین نزدیکی را به آنها داریم.

باید سعی کنیم با آنها ارتباط برقرار کنیم، به جای آنکه قضاوتشان کنیم.

 

 

  1. به او گفتن که نمی‌تواند!

ما می‌خواهیم آنها بیاندیشند که می‌توانند هرچه می‌خواهند باشند.

هنگامی که از امیدها و رویاهای خود برایمان می‌گویند باید حمایتشان کنیم. وقتی مادری به فرزند خود می‌گوید که نمی‌تواند کاری انجام دهد، به عزت نفسش آسیب می‌رساند. دختری که از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردار است به احتمال زیاد در سنین پایین دچار بحران می‌شود و خطر بیشتری برای بارداری در نوجوانان دارد.

عزت نفس ضعیف می‌تواند او را وادار به کارهایی کند که بر زندگی‌اش تأثیرات منفی بگذارد.

 

 

  1. مقایسه او با دیگران

تصور کنید اگر شوهرتان را با  همکارش مقایسه می‌کردید چه احساسی داشت یا وقتی در مدرسه معلمی شما را با دانش‌آموز دیگری قیاس می‌کرد چه حسی داشتید؟ چرا آگاهانه به او آسیب می‌زنیم؟

از آنجا که مادران بزرگترین الگویی دخترانشان هستند، همه آنچه را که می‌گوییم و انجام می‌دهیم وزن زیادی را به فرزندانمان تحمیل می‌کند. بنابراین اگر ما دائماً دخترانمان را با دیگران در کفه ترازو قرار دهیم، آنها حس می‌کنند که دیگری را به او مرجح می‌دانیم و به اندازه کافی خوب نیستند که دخترمان باشند.

به جای مقایسه با سایر کودکان، روش‌هایی را به کودک خود بیاموزیم که فکر کنند مفید هستند.

 

 

  1. تحقیرکردن

وقتی دختران‌مان کار خاصی انجام می‌دهند یا کاری که خیال می‌کنند به آن افتخار خواهیم کرد، آن را رد نکنیم. بعضی از مادران هرگز خوشحال نخواهند شد و نشان نمی‌دهند که به دختران خود افتخار می‌کنند، و این مسئله به احتمال زیاد به نحوه پرورش مادرانشان برمی گردد.

ما باید از نیازهای دختر خود آگاه باشیم. او را بخاطر کار خوبی که انجام داده ستایش کنیم. حتی وقتی آنها کوچک هستند. وقتی دخترم برای من گلی می‌آورد، همیشه به او می فهمانم که این بهترین، زیباترین گلی است که در زندگی‌ام دیده‌ام.

 

 

  1. یادآوری به آنها در مورد فداکاری های ما

ما باید به دخترانمان کمک کنیم تا رشد کنند و به زنان جوان،  سالم و با عزت نفس بالا تبدیل شوند. آنها باید بیاموزند که مسئول خوشبختی‌شان هستند. نه ما یا هر کس دیگری. اگر از خود راضی نباشیم، هرگز از شخص دیگری هم رضایت نخواهیم یافت. بنابراین یادآوری فداکاریهایمان در او احساس بدی ایجاد می‌کند و الگوی منفی خوشبختی‌اش می‌شود.

این به ما بستگی دارد که چگونه به دخترانمان یاری کنیم تا بزرگسالانی سالم و شاد شوند.

 

 

  1. قرار دادن بچه ها در مرحله دوم!

فراموش نکنیم دخترانمان اولین اولویت زندگیمان هستند. و باید روابط خوبی با ما داشته باشند. رابطه مادر و دختر یکی از مهمترین روابط در زندگی آنان است. و اگر  فکر کند که به خوبی مادرش نیست عزت نفسش را خفه می‌کند.

 

 

  1. تحمل کردن

دخترانمان همیشه ما را می‌پایند. ما بزرگترین الگویشان هستیم. وقتی ببینند که دیگران با مادرشان رفتار نامناسبی دارند، فکر می‌کنند که لیاقت چنین چیزی را دارند.

دخترانی که مادرانشان رابطه توهین‌آمیز دارند، بیشتر مستعد ابتلا به روابط بد هستند. وقتی آنها می‌ببینند که مادرانشان از یک رئیس پست حرف می‌خورد، تصور می‌کنند که باید هر حرفی را تحمل کند.

برای تربیت دختران قوی باید خودمان قوی باشیم و اجازه ندهیم مردم به ما بی‌احترامی کنند.

 

 

  1. اشاره به نقص ها

بیشتر ما آرایش می‌کنیم. آرایش کردن هم مشکلی ندارد. این می‌تواند به ما کمک کند تا ظاهر خود را برجسته کنیم.  ما به عنوان مادر باید مراقب پیامی باشیم که برای دخترانمان ارسال می‌کنیم.

اگر دخترانمان را طوری تربیت کنیم که بپذیرد زیبا نیست مگر اینکه آرایش کنند، یک پیام منفی برایشان ارسال کرده‌ایم.

آرایش امری سرگرم‌کننده است، می‌تواند سودمند هم باشد، اما مطمئناً ضرورتی هم ندارد. باید اطمینان حاصل کنیم که آنان می‌دانند که با آرایش یا بدون آرایش زیبا هستند.

 

 

نتیجه‌گیری

در تربیت دختران هیچ راه درست یا غلطی وجود ندارد. به عنوان مادر باید آنچه را که احساس می‌کنیم برای دخترانمان بهتر است انجام دهیم. هدف پرورش زنان قوی، سالم و شاد است.

تلاش برای اینکه مادر خوبی باشیم، و مراقبت از آنها مهم است. سالهای نوجوانی سالهای سختی برای تربیت دختران است. وقتی نوجوان است می‌جنگیم تا کارهای درست انجام دهد. تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که خودآگاهی داشته باشیم.

توجه داشته باشیم که اعمال و گفتارهای ما تاثیر عمیقی بر آنان می‌گذارد.

 

 

 

 

 

مطالب مرتبط

4 پاسخ به “تربیت دختران توانمند از کودکی”

  1. Avatar مریم نیکومنش گفت:

    سلام معصومه جان‌مطالبت رو می‌خونم هم در اینستا و هم در سایت. نوشته‌هات برای من قوت قلبه چون در مسیری قدم گذاشتم که خیلی سخته و نوشته‌هات کمک می‌کنه تا توانمندیهامو بهتر ببینم و در مسیرم محکمتر قدم بردارم. ممنونم ازت

  2. معصومه عظیمی پارسا معصومه عظیمی پارسا گفت:

    سلام مریم جان.
    باعث سعادت منه که دوست سختکوش و توانمندی چون شما دارم. مطمئنم که با همین پشتکار به خواسته های قلبیت میرسی.
    پاینده باشید

  3. سلام خانم عظیمی من هم گاهی به این موضوع عمیقا فکر می کنم و سعی می کنم به عزت نفس بیش از هر چیز دیگری بها دهم و ان را به کوچک تر ها اموزش دهم این که همه ادم ها ارزشمند است و خود اوست که می تواند افکار و عمال خود را کنترل کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز