Women's insomnia and gender equality

تاثیر برابری جنسیتی بر خواب زنان

کلنجار من با پرنده خواب   چطوری راحت به خواب می‌توان رفت؟ با حمام داغ قبل از رفتن به تخت‌خواب، خواندن فصلی از کتابی خوش‌خوان، فعالیت بدنی زیاد یا زیستن در جامعه‌ای که برابری در آن بیشتر است؟ دیروز توی دوردورزدنهایم در فضای مجازی چشمم به یادداشت کوتاهی افتاد با این عنوان که: «در کشورهای […]

کلنجار من با پرنده خواب

 

چطوری راحت به خواب می‌توان رفت؟ با حمام داغ قبل از رفتن به تخت‌خواب، خواندن فصلی از کتابی خوش‌خوان، فعالیت بدنی زیاد یا زیستن در جامعه‌ای که برابری در آن بیشتر است؟

دیروز توی دوردورزدنهایم در فضای مجازی چشمم به یادداشت کوتاهی افتاد با این عنوان که: «در کشورهای دارای برابری جنسیتی، زنان با جایگاه شغلی بالا خواب بهتری دارند.»

شاخکهایم تیز شد، در این دوسالی که در مورد برابری جنسیتی تفحص می‌کنم از اثرگذاری شیرمرغ گرفته تا جان آدمیزاد را بر روی برابری شنیده بودم الا این یک مورد.

 

یکی ملتفتم کند که ما از دست مردسالاری به کجا پناه ببریم که توی خوابهایمان هم از دستش خلاصی نداریم! آقایان یک لحظه تامل کنید، ما چه تفاوتی با شما داریم؟

 

بگذریم می‌خواستم چی بنویسم که به قصه هزار و یک شب کشیده شد؟ آها مسئله خواب زنان در کشورهای توسعه‌یافته بود.

 

جانم برایتان بگوید من مدتهاست که با معضل بی‌خواب در جدال هستم. دقیقا از زمان بیماری مامان این دمل سرباز کرد. تا قبل از آن مصیبت من دختر خوش‌خوابی بودم که سرم هنوز به نازبالشم نرسیده خواب هفت ملکه را می‌دیدم!

 

الان معمولا اول شب راحت پلکهایم روی هم می‌افتد اما چندین بار وسطش سکته می‌زنم. اگر خوش‌اقبال باشم، فاصله بین قطع و وصل جریان کوتاه است و تا چشم بهم می‌زنم پرنده خواب دوباره به قفسش بازمی‌گردد، ولی امان از زمانی که بدقلقی کند فاصله این انقطاع به چندین ساعت هم می‌انجامد. یک مدت قرص خواب هم مصرف  می‌کردم اما به خماری روز بعدش نمی‌ارزید.

 

یک شب از فرط کلافگی که تمام دبهای اکبر و اصغر را شمردم و ره به جایی نبردم، پریدم و سرویس بهداشتی را برق انداختم. چند شبی هم  خوانش کتاب الکترونیک را امتحان کردم. اما نور گوشی همراه وقفه را طولانی‌تر می‌ساخت. کتاب کاغذی هم دست کمی از همزادش نداشت. نوشتن هم که در تاریکی مقدور نیست. یکبار هم یک ویس یکساعته ضبط کردم. حالا تصورش را بکن توی سکوت مطلق شب یکنفر با خودش نجوا کند (نگران نشوید، مشاعرم هنوز سرجاش است، این یکی از تمرینهای دوره نویسندگی خلاق بود!)

 

القصه اگر بابت هیچ چیزی حسرت زنان غربی را نخورده باشم، بابت خواب راحتشان بدانها غبطه می‌خورم.

 

پی‌نوشت: خوابم را با زنان غربی با رده شغلی بالا مقایسه کردم، کی به کیه! شما هم به روی خودتان نیاورید.

 

به توصیه دوستی تصمیم گرفتم که درمورد خواب زنان و ردپایی که نگهداری از خردسالان و سالمندان برروی آنان به‌جا می‌گذارد تجسس کنم. امری که موجب انقطاع استراحت شبانگاهیشان می‌شود.

 

 

تاثیر وظایف خانگی، نگهداری از فرزندان و سالمندان بر خواب زنان

 

حتما برایتان پیش آمده است که تصویر زنی در واپسین ساعات شب در حال شستن ظروف، مرتب کردن آشپزخانه، یا تاکردن لباسهای شسته شده است را دیده باشید. او آخرین فردی است که چراغهای خانه را خاموش می‌کند و به رختخواب می‌رود یا خودتان یکی از بازیگران این نقش جنسیتی باشید. سریالهای تلویزیونی هم که با دور تند چنین نقشهایی را بازتولید می‌کنند.

 

در قرن بیست و یکم، تقسیم کارهای خانه همچنان جنسیتی است. بطور متوسط ​​زنان بیشتر از شریک‌های مرد خود وقت بیشتری را برای انجام کارهای خانه صرف می‌کنند. در حالی که تحقیقات چرایی پایداری این پدیده را بررسی کرده است،  هنوز تعداد کمی از مطالعات قادر به ارزیابی اثر ایدئولوژی جنسیتی و منابع اقتصادی_اجتماعی به طور همزمان نبوده‌اند، که معمولاً به دلیل محدودیت‌های داده‌ها است.

سیستم‌های خانواده پویا هستند و تعاملات متقابل بین اعضای خانواده شامل تعاملات در شب و روز است. خواب زنان به تنهایی قابل درک نیست، مگر آنکه آن را در یک بستر خانوادگی ارزیابی کنیم. بارداری، زایمان، نگهداری از کودکان نوپا، مسئولیتهای مراقبتی، تیمارداری و کارخانگی، بخش عمده عواملی هستند که بر مقدار و کیفیت خواب زنان تاثیر می‌گذارند.

 

 

 

بررسی مقاطع مختلف در زندگی زنان

تاثیر بارداری و زایمان زنان در خواب

تغییرات هورمونی از سه ماهه اول منجر به تغییراتی در خواب مادر می‌شود، در نتیجه خواب کمتر، کارایی کمتر در خواب، بیشتر بیدار شدن و خواب عمیق کمتر از قبل از بارداری است با این حال، خواب در دوران فوری پس از زایمان مختل می‌شود. در مقایسه با بارداری، دوره پس از زایمان سه برابر تعداد بیداری‌های شبانه، کاهش کارایی خواب و دو برابر سطح خواب روز را گزارش می‌دهد.

 

با وجود این اعتقاد رایج که مادران جدید به طور قابل توجهی از خواب بی‌بهره هستند، شواهد اخیر نشان می‌دهد که مادران در واقع دچار تکه‌تکه شدن خواب و کارایی کم در خواب هستند. و در حقیقت، متوسط ​​کل زمان خواب آنها ۷٫۲ ساعت در شب در طول ۴ ماه اول پس از زایمان در محدوده گزارش شده است.۱۰

 

اختلال در خواب با شروع افسردگی پس از زایمان و علائم افسردگی مرتبط است، بین اختلال خواب و تأثیر منفی رابطه دوسویه و تعاملی وجود دارد. به عبارت دیگر، اختلالات خواب نوزاد به اختلال خواب مادر و علائم افسردگی بعدیش منجر می‌شود.

 

 

کودکان نوپا، کودکان پیش‌دبستانی و کودکان در سن مدرسه

برنامه خواب والدین تحت تأثیر خواب کودکان است. یک مطالعه در مورد کودکان خردسال نشان می‌دهد که تقویم زمانی مادر تحت تأثیر الگوهای خواب کودکانش است.

اختلالات خواب كودكان با عملكرد روزانه مادران رابطه غیرمستقیم دارد. اختلالات خواب بچه‌ها كیفیت خواب مادران را پیش‌بینی می‌كند، در حالی كه كیفیت خواب مادران، عملكرد منفی‌شان را در طول روز منجر می‌شود (به عنوان مثال، افسردگی، استرس والدین و غیره).

 

 

نوجوانان

والدین معمولاً درگیر برنامه‌های خواب نوجوانان نیستند. با این حال، یک مطالعه گزارش داد که کل زمان خواب نوجوانان با قوانین والدین (از جمله خواب زودتر) افزایش می‌یابد.

همچنین کمیت و کیفیت خواب نوجوانان و یا مشکلات خوابشان با عوامل خانوادگی، از جمله سبک فرزندپروری، مشکلات خانوادگی و جو خانه ارتباط دارد.

 

 

بیماریهای مزمن و اختلالات رشد

یک بیماری مزمن از بسیاری جهات بر عملکرد خانواده تأثیر می‌گذارد، از جمله اختلالات خواب در کودکان و مراقبان. مشکلات خواب در بین کودکان می‌تواند به دلیل علائم بیماری (به عنوان مثال، درد، خارش، خس‌خس سینه) یا مدیریت پزشکی بیماری (به عنوان مثال، نظارت بر قند خون شبانه) بیانجامد. علاوه بر این، خواب پدر و مادر ممکن است به دلیل افزایش هوشیاری (به عنوان مثال، نظارت برای یک تشنج)، نگرانی در مورد سلامت کودک، و یا تغییرات به جهت خواب (به عنوان مثال، افزایش خوابیدن) منجر شود.

 

برای کودکان مبتلا به اختلالات رشد (از جمله ناتوانی‌های ذهنی [ID]، اختلال طیف اوتیسم [ASD] و اختلال کمبود توجه / بیش‌فعالی [ADHD])، مشکلات خواب معمول است و شامل مشکلات در شروع خواب، بیدار شدن مکرر و یا طولانی مدت در شب باشد. و همچنین خاتمه خواب در صبح زود. از آنجا که بسیاری از این کودکان نمی‌توانند تحت نظارت قرار بگیرند، اگر کودک نخوابد، والدین نیز معمولاً نمی‌خوابند. (که در فرهنگ ما این بیشتر شامل حال مادران می‌شود.)

 

 

زنان و نگاهداری از سالمندان

 

بیشتر افراد مسن نیاز به مراقبت طولانی مدت دارند – ۶۵٪ فقط برای کمک به خانواده و دوستانشان متکی هستند. زنان بیشترین مراقبت‌های غیررسمی را به همسران، والدین، ​​پدر و مادر همسر، دوستان و همسایگانشان ارائه می‌دهند. تخمین زده می‌شود که ۶۶٪ مراقبان زن هستند. اگرچه مردان نیز کمک می‌کنند، اما مراقبان زن ممکن است تا ۵۰٪ بیشتر از مردان مراقبت کنند. (این آمار در کشور ما یقینا بیشتر است.) همچنین زنان بیشتر از مردان عمر می‌کنند، بنابراین نیاز به خودمراقبتی هم دارند. اما کمتر به حقوق بازنشستگی دسترسی دارند، این قسمت تاریک ماجراست.

 

«به ندرت اتفاق می‌افتد که مردان جنبه‌های شخصی‌تر، آشفته‌تر و از نظر احساسی طاقت‌فرساتر را در مراقبت از افراد سالمند برعهده بگیرند. در انگلستان ۷۰درصد مراقبت‌کنندگان بی‌مزد بیماران مبتلا به زوال عقل، زن هستند. و مراقبت‌کنندگان زن به احتمال بیشتری در حمام‌کردن، لباس‌پوشیدن رفتن به توالت و ترو تمیز کردن کسانی که بی‌اختیاری ادار دارند، کمک کنند. زنان دو برابر بیشتر از مردان مراقبتِ مداوم و متمرکز بیست و چهار ساعته و مراقبتِ بیشتر از پنج سال از یک بیمارِ مبتلا به زوال عقل را به عهده می‌گیرد….. مردان آمریکایی توانسته‌اند روزانه بیش از یکساعت بیشتر از همتایان مونث خود وقت خالی برای استراحت پیدا کنند، در حالی که در انگلستان اداره آمار ملی دریافت که مردان هر هفته پنج ساعت بیشتر از زنان اوقات فراغت دارند. و پژوهشی در استرالیا دریافت که زمان فراغت اندکی که زنان دارند در مقایسه با مردان «چندپاره و درآمیخته به سایر وظایف است.»۲

 

 

 

نتیجه‌گیری

تا به امروز «نیروی زنان منبعی طبیعی فرض شده است که مثل آب و هوا رایگان است.»۱ همین پیش‌فرض باعث شده است که بار مراقبتی اعضاء خانواده همچون گذشته بر گرده زنان باشد و نابرابری جنسیتی در تقسیم وظایف قصه تکراری هرروزشان باشد.

 

قوانین و مقرارت اجتماعی زنان را وامی‌دارد تا منحصرا به نگهداری از فرزندان، امور خانگی و مراقبت از سالمندان بپردازند. زنان اغلب از ساعات کار خود می‌زنند و یا حتی شغلی برنمی‌گزینند تا زمان بیشتری را در خانه بگذرانند و صرف فرزندانشان کنند. مراقب از کودکان و افراد مسن خانواده تنها ساعات روز زنان را به خود اختصاص نمی‌دهد، زنان ۲۴ ساعته بدون دمی مرخصی مشغول تیمارداری اعضاء خانواده هستند. همین امر سبب اختلال یا تکه‌تکه شدن خوابشان می‌شود و در طولانی مدت به عدم رضایت از روابط زناشویی، افسردگی و استرس‌شان می‌انجامد.

 

از سوی دیگر چون بار اقتصادی خانواده بر دوش مردان است، زنان از قافله توانمندی اقتصادی و کسب معاش بازمانده‌اند و هر روز بیش از پیش در باتلاق مردسالاری فرو می‌روند و وابستگیشان به مردان صدچندان می‌شود. در نهایت زنان چاره‌ای نمی‌یابند جز اینکه بیشتر در نقش «زنِ خوب» حل می‌شوند و انتظارات را به تنهایی برآورده سازند.

بنابراین تا زمانی که زنان تنها پاسداران جسم و روح اعضای خانواده به شمار آیند، به دام انداختن هر شب پرنده خواب برایشان بغرنج‌تر می‌شود!

 

 

 

پی‌نوشت:

  1. به نقل از ماریا مایز
  2. زنان نامرئی،کرولاین کریادو-پرز

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز