روزنوشت

Sexual harassment

خان اول تحقیق راجع به آزار جنسی

  چند روز پیش با دوستی راجع به معضل آزار جنسی صحبت می‌کردیم. قرار شد که  من در موردش بیشتر تحقیق کنم و جلسه‌ای راجع به مشکلاتی که این آسیب اجتماعی برای زنان  بوجود می‌آورد و چه آموزشهایی می‌توان برای کاهش آن در نظر گرفت باهم داشته باشیم. از چند فعال حقوق زنان در این […]

mission Mangal India

داستان تلاش زنان؛ فیلم عملیات مریخ

  دیروز میان تمام دلمشغولیهایم یک فیلم هندی با نام «عملیات مریخ» را تماشا کردم. این فیلم درباره تلاشهای سازمان پژوهش‌های فضایی هند در اجرای موفقیت‌آمیز ماموریت مدارگرد مریخ است و نشان می‌دهد که چگونه این سازمان، کم هزینه‌ترین ماموریت فضایی در سیاره مریخ را به اجرا درآورد. و هند نام خود را به عنوان […]

نقد سایت هم استرس داره!

این سایت درباره ما نداره؟ نه استاد چرا نداره؟ شرمنده‌ام امشب درست می‌کنم. از امشب نقد و بررسی سایت ها را هم شروع می کنیم. سایتتون تا حدی کامل شده، آدرسش رو همین الان بنویسید. به ترتیب همگی در باره همه چیز سایت‌ها نظر بدیم.   چند ساعتی بود که درگیر دانلود چندتا کتاب الکترونیکی […]

چطوری به هدف بزنیم ؟

« بدون تعقیب هدف زندگی لذتی ندارد.» کولانی دیشب کلاس آنلاینم در مورد تمرکز کردن روی یک موضوع در حیطه تولید محتوا بود. راستش یکی دو ماهی است که این دغدعه همراهم بود. اما جرات انتخاب یک مسئله را نداشتم. شاید هم دستچین کردن از بین موضوعات مختلف حوزه زنان نیاز به سواد بیشتری دارد، […]

writer

شروع نویسندگی

«خرده‌ای یخ در قلب نویسنده هست. خرده‌ای که می‌تواند به تیزی یخ شکن باشد. چه اعتقاد غریبی! چرا آدم باید فکر کند اندیشه ها و احساساتش را با دیگران به اشتراک بگذارد؟ چنین نزدیکی و صمیمیتی حتی در پس نقاب داستان به نظر بی‌حیایی می‌آید، چرا که نویسنده با این که در رویدادها دخل و […]

روزمرگی های من!

موضوع جالب دیروز راجع به پستی بود که شب گذشته در اینستاگرام گذاشته بودم با عنوان «

پاک کردن صورت مسئله زنان تن فروش در دوران کرونا» این پست نسبت به پستهای چند ماه اخیرم بازدید بیشتری داشت؛ و جالبتر اینکه بحث داغی زیر پستم در جریان است. دوستان حسابی سنگ تمام گذاشتند.

هوا کردن پست وبلاگی من

سلام دیروز، روزی هیجان انگیزی بود. هم به کارهام رسیدم، هم یادگیری داشتم و همین اینکه ۲۱ پومودورو کار کردم. طبق روال دوماه گذشته روزم را با نوشتن صفحات صبحگاهی آغاز کردم. بعد قسمت آخر کتاب اتاقی از آن خود ویرجینیا وولف را خوندم. بعد هم سری به پست ” رنج نوشتن در حوزه زنان” […]

یک روز ساده از زندگی یک نویسنده تازه‌کار

اولین روزنوشتم را می‌خواهم با کارهایی که انجام دادم شروع کنم: صبحم را با نوشتن صفحات صبحگاهی شروع کردم، چهار صفحه بی‌وقفه و حدود سی دقیقه نوشتم. بعد به سراغ کتاب اتاقی از آن خود ویرجینیا وولف رفتم. « اما باید کمی صبر کنیم، زیرا دست و پای مری کارلایل هنوز بدلیل همان احساس دستپاچگی […]

فدایی تاریخ

یه بار تو امتحانات دروس تاریخ، جغرافیا و علوم اجتماعی بیست شدم و آموزگارم تور مدرسه گردی برام راه انداخت که هم منو تشویق کنه و و هم بقیه رو راغب. هر چند که احساس شیء بودن بهم دست داده بود، کف زدن دخترها لذتی فراموش نشدنی به همراه داشت.
خیال نکنید که همش کتاب تو دستم بود- که گاهی اوقاتم بود- ولی واسه تاریخ آنقدرا به خودم عذاب نمی دادم، تاریخ برام مثل نوای موسیقی بود و من تنها کاری که می کردم دوره آموخته هام بود.

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز