تجربه نویسندگی

نامه به آتوسا؛ تجربه رونویسی از کتاب‎های فاخر

سلام جانکم   این روزها آنقدر غرق گردابهای سهمگین بوده‌‌ام که مجال نگاشتن نامه برایت را نمی‌یافتم. انگار سیلی فراگیر به راه افتاده و ما را با خود برده است. هر کدام به تخت سنگی آویزان شده‌ایم و سعی در نجات جان خویش داریم. روزبه روز هم شرایط‌مان بغرنج‌تر می‌شود. پس عزم کردم دقایقی کوتاهی […]

تجربه نوشتن من در پیج اینستاگرام

دوسال عین برق و باد گذشت. دو سال از روزی که در اینستاگرام شروع به نوشتن کردم. روزهای اول نوشته‌هایم زمزمه‌هایی از سر دل بود و حالا فریادهایی از بن جان. حالا چهارصد کلمه‎‎‌هایم اکسیژنم شده. حالا پستهایم از نان شب واجبتر است. حالا اگر ننویسم انگار چیزیی را گم کرده‌ام. انگار در برهوت گیر […]

جستارنویس کیست و چگونه می‌نویسد؟

من عاشق قصه‌گویی هستم. پیش خودمان بماند تا همین چندسال پیش برای خودم هر شب قصه می‌بافتم. منتها هر چقدر رسیده‌تر! شدم، دغدغه نوشتن در حوزه زنان بیشتر مرا محسور خودش کرد. حوزه‌ای که دیگر با شاه‌پریان ارتباطی نداشت و کار جدی می‌طلبید. حالا یک بوم و دو هوا داشتم. از هیچکدامش هم نمی‌خواستم دل […]

نامه دوم به آتوسا:پیاده روی راهی به سوی خلاقیت در نوشتن

تا حالا گمان می‌کردی که نوشتن تنها پشت میزتحریر و در کنج اتاق انجام می‌شود. باید بدانی که نوشتن فرایندی خلاقانه است که اقتضای آن تجربه فضاهای متنوع است. باید فضاهای جوراجوریی را برای نگارش امتحان کنی و فقط دربند اتاق محقرت نباشی. فروشگاه، سکوی مترو، کافی‌شاپ، ایستگاه اتوبوس، مرکز خرید، پارک و خلاصه هر […]

Increase women's skills

کلمه سال من؛ توانمندی

کلمه امسال من «توانمندی» است. آنهم توانمندی از نوع زنانه‌. پارسال از شهریورماه بود که توانمندسازی زنان به دغدغه‌های روزانه‌ام اضافه شد. تقلا کردم توی هر فرصتی راجع بهش تحقیق کنم و بنویسم. حاصل آن چند یادداشت کوتاه و چند مقاله بلند در سایتم شد که یکی از مقالاتم با عنوان :«توانمندسازی چیست و چرا […]

قصه من و بی‌سوژگی

ساعت ۸ صبح: بالاخره توانست از رختخوابش دل بکند و کورمال‌کورمال قلم و کاغذ سفیدش را بیابد و تندتند و بدون تامل کلماتی که در ذهنش در جدال بودند را بروی برگه بیاورد. ساعت ۸:۵۰: دستش همچنان بدون وقفه بروی کاغذ می‌سرید، اما ذهنش هنوز پاک نشده بود. بدوبیراه به زمین و زمان می‌داد، از […]

Women write about their sufferings

نوشتن برتر از خواندن؛ خلق کردن والاتر از بازسازی

شروع دوی ماراتن: از زمانی که به طور پیوسته می‌نویسم ۱۸ ماه می‌گذرد. نوشتن را از صفحه اینستاگرامم شروع کردم که به نگارش در کانال تلگرام و وبسایت شخصیم کشیده شده است. حالا چند شماره‌ای است که برای مجله الکترونیکی زن روز هم می‌نویسم. گاه‌گداری هم در کانالهای زنان قلم می‌زنم. اما اگر همین ۲۰ […]

Site growth

اندر احوالات هر روزه نوشتن در سایت

یکی بود یکی نبود، در روزگاران قدیم دختری زندگی می‌کرد که تازه سایتش را راه‌انداخته بود. روزها می‌گذشت و او تنهایی با خودش گز می‌کرد. یگانه کسی که به سایتش سر می‌زد مهندس سعید قائدی بود که آنهم برای رتق و فتق امور بود. باری او ایام را به شب می‌رساند و در سکوت و […]

One day with me

گردش نیمروز در کافه فرفره؛ با تم آزادنویسی

دیشب وقتی توی تختخوابم غلت می‌زدم فکر کردم که چه کنم تا حال و هوایم عوض شود. پیاده‌روی، خرید کردن، سرزدن به هایپراستار. هیچکدام قلقلکم نمی‌داد. باید فکر بکری می‌کردم. هوای تهران آنقدر آلوده شده که پیاده‌روی به جای اثر مثبت، بیشتر باعث مریضی می‌شود. سرزدن به فروشگاه هم چنگی به دلم نمی‌زد. توی این […]

منو چه به طنزنویسی!

شنیدید می‌گویند دل به دل راه داره! حکایت من شده است. از وقتی مقاله «ما ایرانی‌ها به چه چیزها می‌خندیم» از کتاب «شکل نوشتنم هستم» جواد مجابی عزیز را خواندم بدجور هوس طنز نوشتن به کله‌ام زده است. اصولا اهل دیدن فیلم و سریالهای طنز نبوده و نیستم. جوک را آنقدر بی‌مزه تعریف می‌کنم که […]

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز